درمان افسردگی در زنان و مردان

اکثر شواهد مربوط به اثربخشی درمان افسردگی از مطالعات مربوط به نمونه های پژوهشی عمدتا مبتنی بر زنان حاصل شده است. زنان و مردان افسرده از نظر چندین جنبه مهم که ممکن است روند یک اختلال عاطفی را تغییر دهند، متفاوت هستند. در نتیجه ممکن است در پاسخ آنها به روان درمانی نیز تفاوت هایی وجود داشته باشد. برای مثال، علاوه بر تفاوت های قابل توجهی که از قبل از درمان ممکن است وجود داشته باشند، مردان کمتر از زنان در جلسات درمانی حضور پیدا می کنند.

آیا افسردگی در زنان و مردان متفاوت است؟

افسردگی با مجموعه ای از علائم مشخص از قبیل کاهش خلق، کمبود انگیزه، از دست رفتن لذت از فعالیت ها و سرگرمی ها، تغییر در اشتها، اختلالات خواب، احساس گناه و مشکل در تمرکز تشخیص داده می شود.

درمان افسردگی در زنان و مردان

اکثر افراد مبتلا به افسردگی حداقل تعدادی از این علائم را تجربه می کنند. گرچه ممکن است همه علائم وجود نداشته باشد. تحقیقات نشان داده است که عوامل فردی و اجتماعی با هم ترکیب می شوند تا تعیین کنند که تجربه افسردگی هر فرد چگونه باشد. بنابراین سعی کنید با مراجعه به موقع به بهترین دکتر روانشناس تهران از شدت یافتن علائم پیشگیری کنید.

هیچ دو فرد مبتلا به افسردگی تجربه یکسانی نخواهند داشت. اما درک اینکه چگونه هر یک از عوامل موثر، بر علائم فرد تأثیر می گذارد، می تواند به درمان موثرتری منجر شود. برخی درمان ها نیز به طور اختصاصی تر طراحی شده اند. درمان افسردگی پیش از قاعدگی در زنان، موضوع مطالعات محتلفی قرار گرفته است. نتایج این مطالعات معنی دار گزارش شده اند.

پژوهشی که با استفاده از داده های بیش از 1000 دوقلو انجام شد، بینش های جدیدی را در مورد ریسک فاکتورهای روانی اجتماعی افسردگی آشکار کرد. فاکتورهایی که بیشترین تأثیر را در افسردگی در زنان داشتند عبارتند از:

روان رنجوری

طلاق

عدم حمایت والدین

فقدان ​حمایت های اجتماعی

نارضایتی زناشویی

برای مردان فاکتورهایی که بیشترین تأثیر را در افسردگی  دارد عبارتند از:

سابقه آزار در دوران کودکی

اختلالات سلوک در کودکی

سوء مصرف مواد مخدر

سابقه قبلی افسردگی اساسی

رویدادهای استرس زای مالی، شغلی و قانونی

بر این اساس روانشناسان نتیجه گرفتند که افسردگی زنان با کمبود روابط حمایتی و از دست دادن امنیت بین فردی مرتبط است. در مردان عدم دستیابی به اهداف مورد انتظار و کاهش خود ارزشمندی مرتبط با افسردگی است. بر اساس این ریسک فاکتورها درمان افسردگی در زنان و مردان تا حدودی متفاوت خواهد بود.

درباره درمان افسردگی در رنان و مردان چه می دانیم؟

همانطور که ذکر شد مطالعات در مورد بیماران افسرده معمولاً کمتر شامل نمونه مردان بوده است. دلایل اثبات شده برای این امر شامل تفاوت در الگوهای جستجوی کمک و میزان شیوع افسرگی است.

کاملاً مشهور است که زنان بیشتر از مردان به دنبال درمان تقریباً همه اختلالات هستند. میزان شیوع افسردگی نیز در فرهنگ های مختلف در زنان به طور مداوم بیشتر از مردان است.

آیا ریسک فاکتورهای مختلف برای زنان و مردان در درمان آنها نقش دارد؟

اگر افسردگی زنان به مشکلات ارتباطی و افسردگی مردان به عدم موفقیت آنها مربوط باشد، ممکن است انتظار داشته باشید که درمانی افسردگی در زنان مفیدتر باشد. در بیشتر مطالعات، روانشناسان خاطرنشان کردند که اکثریت شرکت کنندگان در تحقیق زن بودند و برخی از مطالعات فقط زنان را شامل می شدند. این مسئله مجدداً مشکل جذب مردان برای درمان یا تحقیق و مسئله قدرت آماری را مطرح می کند.

تفاوت های جنسیتی در پاسخ به دارودرمانی

برخی پژوهش ها نشان دادند که میزان بهبود علائم حاصل از سیتالوپرام در مرحله اول درمان با درآمد پایین تر، غیر بومی بودن، تحصیلات پائین و مرد بودن مرتبط است. اما به این یافته تائید نشد که نتایج کلی از نظر جنسیت متفاوت است.

مطالعه دیگری که درباره دارودرمانی افسردگی انجام شد (مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین، داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای، مهارکننده های باز جذب سروتونین- نوراپی نفرین، مهارکننده های مونوآمین اکسیداز) هیچ تفاوت جنسیتی در دوره درمان یا پاسخ دارودرمانی گزارش نکردند.

مطالعه دیگری که بر روی 235 مرد افسرده و 400 زن افسرده انجام شد نشان داد كه زنان نسبت به ایمی پرامین در مقایسه با سرترالین پاسخ مطلوب تری دارند. عکس این قضیه در مورد مردان صادق بود. نتایج حاصل از زنان مرتبط با سن قبل از یائسگی بود، که نشان می دهد هورمون های جنسی زنانه ممکن است پاسخ به SSRI ها را افزایش دهند یا از پاسخ به دروهای سه حلقه ای جلوگیری کنند. با توجه به عوارض جانبی داروها درمان افسردگی بدون دارو اولویت اول درمان می باشد.

درمان افسردگی زنان و مردان و پیشینه خانوادگی

آیا تارخچه خانواده زنان و مردان در افسردگی و درمان آن ننقش دارد؟

برخی مطالعات میزان بالاتری از انتقال افسردگی را در خانواده های زن در مقایسه با بیماران مرد گزارش کردند. این موضوع می تواند به دلیل گزارش و درخواست کمک بیشتر در این خانواده ها باشد

مطالعات مربوط به فرزندان، به عنوان مثال كودكانی كه در معرض خطر بالای افسردگی هستند نیز یكی از انواع مطالعات خانواده است. تأثیر جدی یک مادر افسرده بر فرزندانش در مطالعات متعددی نشان داده شده است. تأثیرات پدر افسرده کمتر شناخته شده است، زیرا پژوهش های انجام شده درباره افسردگی پدرها به دلیل نمونه کوچک خیلی کم میباشد.

افسردگی والدین تأثیر منفی بر فرزندان دارد. زیرا اثرات مثبت بهبودی والدین بر فرزندان مشاهده شده است. مطالعات نشان داده اند که با کاهش افسردگی مادران، علائم کودکان بهبود می یابد.

درمان افسردگی زنان و مردان و جنست بیولوژیکی

مدت ها تصور می شد که زنان و مردان افسردگی را به طرق مختلف تجربه و ابراز می کنند. اما این بدان معنا نیست که بیماری می تواند به دو شکل مشخص وجود داشته باشد. این تقسیم بندی بیشتر شبیه به این است که بیماری روانی در کودکان و نوجوانان متفاوت از بزرگسالان بروز می کند. با این حال تفاوت هایی نیز وجود دارد. به عنوان مثال ممکن است درمان افسردگی سالمندان اولویت های متفاوتی برای تکنیک های درمانی داشته باشد.

درمان افسردگی در زنان و مردان

جنسیت بیولوژیکی و تفاوت های جنسیتی ممکن است به خودی خود تأثیر مهمی نداشته باشند. اما هنگامی که با عوامل دیگری مانند عوامل استرس زا زندگی، ضربه ها و بیماری های زمینه ای همراه شود، ممکن است فرد را مستعد افسردگی کند.

جنسیت بیولوژیک

در سال 2018، نتایج یک مطالعه علمی منتشر شد و نشان داد که تفاوت هایی مولکولی در مغز مردان و زنان مبتلا به افسردگی وجود دارد.

شیمی افسردگی

محققان در مورد ژنهایی که در مغز مرد و زن تغییر یافته اند یافته جالبی را ارائه کردند: یک ژن ممکن است بر اساس جنسیت تغییر کرده باشد، اما این تغییرات لزوماً یکسان نیستند.

در حقیقت و در برخی موارد، تغییر مشاهده شده در مغز مرد برعکس تغییر مشاهده شده در مغز زن است. به عنوان مثال، اگر یک بیان ژن در مغز زن افزایش دهد، این بیان ژن در آن منطقه از مغز مرد می تواند کاهش یافته باشد.

این یافته ها جذاب هستند، اما محققان نتیجه گرفتند که برای درک ارزش آنها به تحقیقات بیشتری نیاز است. علاوه بر این مطالعه نامبرده محدودیت هایی داشت. به ویژه اینکه مغز فقط پس از مرگ مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین، مشخص نیست که تغییرات ژنتیکی مغز برای افراد مبتلا به افسردگی به چه معناست.

مطالعه هایی که بعدتر و در سال 2019 منتشر شد، پیشنهاد کردند که تفاوت های جنسیتی بیولوژیک می توانند نه تنها بر میزان بروز افسردگی در زنان و مردان، بلکه بر نحوه پاسخ دهی آنها به درمان نیز تأثیر بگذارند.

محققان توجه ویژه ای به تأثیر بارداری و دوره پس از زایمان بر خطر افسردگی در زنان داشتند. نتایج نشان دادند که زنان پس از زایمان بیش از هر دوره دیگری از زندگی در معرض خطر افسردگی هستند. بر این اساس درمان افسردگی پس از زایمان از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.

تغییرات هورمونی و افسردگی

این احتمال وجود دارد که تغییرات هورمونی حاملگی، زایمان و شیردهی همراه با استرس، آسیب پذیری فرد پس از زایمان را در برابر افسردگی افزایش دهد. به همین ترتیب، یائسگی – زمان دیگری از تغییر هورمونی – نیز با افزایش خطر افسردگی در زنان همراه است.

تحقیقات بارها نشان داده است که زنان دو برابر مردان مبتلا به افسردگی تشخیص داده می شوند.یکی از توضیحات ممکن این است که تغییرات هورمونی مختص بدن زنان می تواند در شروع افسردگی تأثیر بگذارد. مطالعات همچنین نشان دادند که خطر افسردگی که وجود دارد ممکن است در نوجوانی به اوج خود برسد.

نوجوانان و جوانان از هر دو جنس با انبوهی از هورمون ها و عوامل استرس زای اجتماعی روبرو می شوند که می توانند در افسردگی و سایر شرایط بهداشت روانی مانند اضطراب، اختلالات خوردن، اختلالات مصرف مواد و خودکشی نقش داشته باشند.

نقش های جنسیتی و اجتماعی زنان و مردان

ممکن است شیوع افسردگی در زنان بیشتر نباشد بلکه تشخیص و درخواست کمک از روانشناس در آنها بیشتر باشد. تحقیقات نشان داده است که زنان افسرده به احتمال بیشتری علائم عاطفی “معمولی” (یا قابل مشاهده) مانند گریه را نشان می دهند.

تجربه و بیان احساسات توسط مردان و رنان متفاوت است. بیشتر زنان برای ابراز احساسات خود احساس راحتی بیشتری دارند، در حالی که برخی از مردان با انجام این کار راحت نیستند.

به طور کل نقش های سنتی جامعه، غالبا زنانی را می پذیرد که احساسات خود را ابراز می کنند. خانم ها تمایل دارند بیشتر در مورد احساس خود با همسرشان صحبت کنند. آنها همچنین درمورد نگرانی های خود و درباره علائم افسردگی بیشتر از روانشناس کمک می گیرند.

اما جامعه، اغلب مردان را تحت فشار قرار می دهد تا رویکردی خویشتندار داشته باشند. مردان کمتر ابراز احساسات می کنند. آنها اغلب تمایل کمتری برای درخواست کمک دارند.

وقتی کسی نتواند احساسات خود را آزادانه ابراز کند، این احساسات ممکن است به اشکال دیگر بروز کنند. به عنوان مثال، غم و اندوهی که به تسکین نیابد ممکن است سرانجام به عنوان عصبانیت ابراز شود.

تحقیقات نشان داده است که مردان معمولاً افسردگی را به شیوه ای متفاوت نشان دهند. این تفاوت ممکن است یکی از دلایلی باشد که افسردگی در مردان اغلب گزارش نمی شود.

افسردگی در مردان ممکن است به روش های زیر ابراز شود

سوء استفاده از الکل یا سایر مواد

تحریک پذیری یا خشم “انفجاری”

خطر پذیری (مانند رانندگی بی پروا)

عادت های ناسازگار (به عنوان مثال ساعت ها بازی های ویدیویی یا شبکه های اجتماعی)

درمان افسردگی در زنان و مردان براساس اولویت های درمانی

یکی از مهمترین سوالات محققان این است که آیا مطالعات در مورد تأثیر جنسیت می تواند منجر به بهبود درمان افسردگی شود؟ تجربه افسردگی هر فرد به عوامل زیادی بستگی دارد. شناسایی این تفاوت های مهم می تواند به روانشناس در به کاربردن روش های درمانی کمک کند یا حتی منجر به درمان های جدید شود.

هر فردی که با افسردگی دست و پنجه نرم می کند می تواند با کسب اطلاعات درباره روشهای مختلف درمان افسردگی از جمله روان درمانی، دارودرمانی یا الکتروشوک درمانی (ECT) به بهبود خود کمک کند.

گرچه درمان افسردگی در زنان و مردان تفاوت قابل توجهی در اصول اولیه ندارد، اما آگاهی از موارد ذکر شده می تواند اثربخشی درمان را افزایش دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست