ترس چست

ترس یک احساس طبیعی، قدرتمند و ابتدایی انسان است. ترس شامل یک پاسخ بیوشیمی کلی و همچنین یک پاسخ عاطفی مختص به فرد است. ترس نسبت به حضور خطر یا تهدید به ما هشدار می دهد. این خطر می تواند فیزیکی یا روان شناختی باشد.

گاهی اوقات ترس حاصل تهدیدات واقعی است، اما همچنین می تواند از خطرات تصور شده نیز حاصل شود. ترس همچنین می تواند نشانه ای از شرایط سلامت روان، از جمله اختلال هراس، اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) باشد. در این شرایط مراجعه به بهترین روانشناس تهران یا محل زندگی ضرورت میابد.

ترس

ترس یکی از اساسی ترین احساسات انسانی است. این احساس در سیستم عصبی برنامه ریزی شده و به صورت غریزی کار می کند. از زمانی که ما نوزاد هستیم، به غرایزلازم برای بقاء تجهیز می شویم، تا زمانی که خطر یا نا امنی را حس می کنیم، با ترس به آن پاسخ دهیم.

ترس از ما محافظت می کند. باعث می شود نسبت به خطر هشیار باشیم خود برای مقابله با آن آماده کنیم. احساس ترس در برخی موارد بسیار طبیعی و مفید است. ترس می تواند مانند هشدار یا یک سیگنال باشد که ما به آن احتیاج داریم.

مانند سایر احساسات، ترس می تواند بسته به وضعیت و شخص، خفیف، متوسط یا شدید باشد. این احساس می تواند موقت یا طولانی باشد.

ترس از دو واکنش اولیه به یک تهدید ادراک شده تشکیل می شود (بیوشیمیایی و عاطفی) که در ادامه مرور می شوند.

واکنش بیوشیمیایی

ترس یک احساس طبیعی و مکانیسمی برای بقا است. هنگامی که ما با یک تهدید ادراک شده مواجه می شویم، بدن ما به روش های خاصی پاسخ می دهد. واکنش های فیزیکی به شامل عرق کردن، افزایش ضربان قلب و سطوح بالای آدرنالین است که ما را بسیار هشدار می سازند.

این واکنش های فیزیکی به عنوان پاسخ “جنگ یا گریز” شناخته می شوند. در اصل بدن شما خود را آماده می کند تا به مبارزه وارد شده یا فرار کند. این واکنش بیوشیمیایی احتمالا یک نوع رشد و تحول تکاملی است. این پاسخ های خودکار برای بقای گونه انسان بسیار مهم هستند.

واکنش عاطفی

جزء دوم ترس یعنی پاسخ عاطفی، بسیار شخصی است. از آنجا که ترس برخی واکنش های شیمیایی مشابه در مغز را شامل می شود که احساسات مثبت مانند شادی و هیجان به همراه دارند، احساس ترس در شرایط خاص می تواند به عنوان عاملی سرگرم کننده تجربه شود. مانند زمانی که تماشای فیلم های ترسناک برای فرد جذابیت دارد.

بعضی از افراد سطوح بالایی از آدرنالین را جستجو می کنند که در ورزش های شدید و سایر موارد هیجان انگیز ناشی از ترس قابل دست یابی است. دیگران نسبت به احساس ترس واکنش هایی منفی دارند. همانند اجتناب از شرایط ترس آور به هر هزینه ای.

واکنش های فیزیکی درهمه انسان ها یکسان است. اما تجربه ذهنی بسته به فرد ممکن است به عنوان یک تجربه مثبت یا منفی ادراک شود.

علائم

علائم اغلب تغییرات جسمی و هیجانی را شامل می شود. هر فرد ممکن است ترس را به شیوه ای متفاوت تجربه کند. اما برخی از علائم و نشانه های رایج عبارتند از:

درد قفسه سینه

لرزش

خشکی دهان

حالت تهوع

افزایش ضربان قلب

تنگی نفس

تعریق

ناراحتی معده

علاوه بر علائم فیزیکی، ممکن است افراد علائم روانشناختی از قبیل سراسیمه شدن، اندوه، احساس از دست دادن کنترل، یا احساس مرگ ناگهانی را تجربه کنند.

عملکرد ترس چگونه است

وقتی احساس خطر می کنیم، ذهن فوراً واکنش نشان می دهد و سیگنال هایی ارسال می کند تا سیستم عصبی فعال شود. در ادامه واکنش های فیزیکی مانند ضربان قلب سریعتر، تنفس سریع و افزایش فشار خون فعال می شوند. خون به گروه های ماهیچه ای پمپ می شود تا بدن را برای انجام فعالیت های بدنی (مانند دویدن یا مبارزه) آماده کند. پوست برای خنک نگه داشتن بدن عرق می کند. برخی از افراد ممکن است تغییراتی در معده، سر، قفسه سینه، پاها یا دست ها پیدا کنند. این احساسات فیزیکی می توانند خفیف یا شدید باشند.

این واکنش ها در اصل حاوی یک پیام هستند، با خطر مقابله کنید یا سریع فرار کنید. بدن در حالت جنگ و گریز باقی می ماند تا زمانی که ذهن پیامی “کاملاً واضح” مبنی بر حذف تهدید را دریافت کرده و بدن به حالت اولیه برگردد.

گاهی اوقات ترس به وسیله چیزی غیر منتظره (مانند صدای بلند) ایجاد می شود. حتی اگر در واقع خطرناک نباشد. این به این دلیل است که واکنش ترس فوراً فعال می شود. حتی چند ثانیه سریعتر از آن چیزی که مغز فکر کردن را شروع کند، می تواند آنچه که اتفاق افتاده را پردازش یا ارزیابی کند. به محض این که مغز اطلاعات کافی به دست آورد و متوجه شود هیچ خطری وجود ندارد (اوه، این فقط یک بادکنک بود، خب)، واکنش ها خاموش می شودن. همه اینها مراحل می توانند در چند ثانیه اتفاق بیفتد.

ترس هایی که مردم دارند

ترس واژه ای است که برای توصیف واکنش احساسی خود نسبت به خطر به کار می بریم. مردم از چیزها یا موقعیت هایی می ترسند که باعث می شود احساس ناامنی یا عدم اطمینان کنند. به عنوان مثال، کسی که شناگر قوی نیست ممکن است از آب عمیق اجتناب داشته باشد. در این مورد، ترس مفید است زیرا به فرد هشدار می دهد که در امان بماند. فرد می تواند با یادگیری حرفه ای تر شنا با خیال راحت بر این ترس غلبه کند.

اگر ترس به فرد هشدار دهد که فاصله واقع بینانه ای با عامل خطرافرین حفظ کند، می تواند یک احساس سالم باشد. اما گاهی اوقات ترس غیر ضروری است و باعث احتیاط بیشتری نسبت به آنچه شرایط ایجاب می کند، می شود.

بسیاری از مردم از سخنرانی عمومی ترس دارند. گزارش دادن در کلاس، سخنرانی در مجمع و یا خواندن متن در نمایشنامه مدرسه از این موارد هستند. صحبت در حضور دیگران یکی از رایج ترین ترس هایی است که مردم دارند.

مردم تمایل دارند از موقعیت ها یا چیزهایی که می ترسند دوری کنند. اما این به آنها در غلبه بر استرس و اضطراب کمک نمی کند. در واقع، می تواند برعکس باشد. اجتناب از چیزی که به صورت ذهنی ترسناک است، ترس را تقویت می کند و آن را قوی نگه می دارد.

ترس در دوران کودکی

برخی ترسها در دوران کودکی طبیعی هستند. این به این دلیل است که ترس می تواند یک واکنش طبیعی در برابر احساس عدم اطمینان و آسیب پذیری باشد. بسیاری از آنچه کودکان تجربه می کنند جدید و ناآشنا هستند.

کودکان خردسال اغلب از تاریکی، تنها بودن، غریبه ها و هیولاها یا دیگر موجودات تخیلی می ترسند. بچه های مدرسه ای ممکن است وقتی هوا طوفانی است یا حین خواب دیدن در شب بترسند. با رشد و یادگیری و همچنین با حمایت بزرگترها، اکثر بچه ها می توانند به آرامی بر این ترس ها غلبه کنند.

برخی از کودکان نسبت به ترس ها حساس تر هستند و ممکن است دیرتر بر آنها غلبه کنند. هنگامی که این احساس فراتر از سن مورد انتظار باقی می مانند، ممکن است نشانه این باشد که شخص بیش از حد نگران یا مضطرب است. افرادی که اضطراب آنها بسیار شدید یا طولانی مدت است ممکن است برای غلبه بر آنها به کمک و حمایت نیاز داشته باشند.

افراد می توانند به خود فرصت یادگیری بدهند و به تدریج به موقعیتی که از آن می ترسند عادت کنند. به عنوان مثال، افرادی که با وجود ترس از پرواز سوار هواپیما می شوند، می توانند به احساسات ناآشنایی مانند دلهره برخواستن هواپیما یا آشفتگی عادت کنند. آنها یاد می گیرند انتظار چه تغییرات فیزیولوژیکی داشته باشند و نحوه پاسخدهی به آنها را یاد بگیرند. مواجهه تدریجی (و ایمن) به فرد کمک می کند تا بر آن غلبه کند.

غلبه بر ترس

افراد می توانند با مواجهه تدریجی شیوه غلبه بر موانع ذهنی را بیاموزند. این کار در ابتدا آسان نیست. اراده و شجاعت می خواهد. گاهی اوقات افراد در این فرایند به کمک یک درمانگر نیاز دارند.

فرایند درمان معمولاً با تهیه فهرستی طولانی از ترس های فرد به ترتیب شدت یافتگی آغاز می شود. به عنوان مثال، با فوبیای سگ، لیست ممکن است با چیزهایی شروع شود که شخص از آنها کمتر می ترسد، مانند نگاه کردن به عکس سگ. سپس تا بدترین ترس ها از جمله ایستادن در کنار کسی که سگ را نوازش می کند یا سگ را با بند راه می برد ادامه پیدا می کند.

به تدریج و با حمایت درمانگر، فرد هر موقعیت ترس آور را در لیست امتحان می کند. مراحل یکی یکی و با کمترین ترس شروع می شود. فرد تا زمانی که احساس راحتی نکند مجبور به عبور از هیچ مرحله ای نیست.

همچنین یک درمانگر ممکن است شیوه های آرام سازی مانند روشهای خاص تنفس، تمرینات آرام سازی عضلات، یا آرامش بخشی با خود را آموزش دهد. اینها می توانند به مردم کمک کنند تا به اندازه کافی راحت و جسور باشند و با ترس های موجود در لیست خود روبرو شوند.

وقتی بیمار به یک شیء یا موقعیت ترسناک عادت می کند، مغز نحوه واکنش خود را تنظیم می کند و فوبیا برطرف می شود.

اغلب سخت ترین قسمت برای غلبه بر فوبیا، شروع درمان است. هنگامی که شخص تصمیم می گیرد وارد درمان شود و از درمانگر خود کمک بگیرد، ممکن است متعجب شود که چگونه هراس و اضطراب به سرعت از بین می رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست