شخصیت چیست؟

what_is_personality-min
شخصیت بجای اینکه به دنبال چیستی اختلال باشد بیشتر به این می­پردازد که این فرد کیست. چیزی بیشتر از آنچه که بوسیله رفتار قابل مشاهده باشد در نظر می­گیرد و شامل طیفی از فرایندهای درون روانی می­شود (انگیزش ها، تخیلات، الگوهای خصیصه ای فکر و احساس، شیوه های تجربه خود و دیگران، روش های دفاع و مقابه الی آخر). با در نظر نگرفتن مشکلات آشکار، بسیاری از بیماران بعد از شرکت در درمان متوجه می­شوند مشکلات آنها قویا با آنچه که هستند گره خورده است. آنها نیاز دارند که بوسیله درمانگر به فهمی از ساختار روانشناسی خود برسند که به آنها پاسخ دهد که چرا مرتبا در مقابل برخی رنج ها آسیب پذیر هستند. مشکلات روانشناختی به عنوان نقطه مقابل توانایی ها به طور پیچیده ای با شخصیت آمیخته هستند و نیاز دارند در بافت کلی فرد از قبیل روابط و حتی فرهنگ بررسی شوند.

مطالب زیر در ادامه توضیح داده می شوند:

  • صفات شخصیتی
  • بازبودن
  • وظیفه شناسی
  • برونگرایی
  • توافق پذیری
  • روانرنجوری
  • تفاوت سبک با اختلال شخصیت
  • تمایز بین اختلال و سندرم

صفات شخصیتی

صفات شخصیتی
صفات شخصیتی به عنوان اجزاء شخصیت شناخته شده اند، با استفاده از این صفات می توان به تفاوت های فردی شناخت بیشتر از خود دست یافت. بنابراین با استفاده از صفات شخصیت می توان ضخیت را اندازه گیری کرد؛ در همین راستا برخی از روانشناسان به مطالعه صفات شخصیت پرداخته و نظریه های مختلفی از جمله نظریه گوردن آلپورت، هانس آیزنک و ریموند کتل شکل گرفتند. نظریه دیگری که در ادامه این نظریه ها قدم بداشت نظریه پنج عاملی شخصیت بود (رابرت مککری و پل کاستا). براساس این نظریه پنج صفت اصلی شخصیت وجود دارد که عبارتند از:

بازبودن

  • “بازبودن به تجربه” به معنی لذت بردن از ماجراجویی، کنجکاور بودن و تجربه چیزهای جدید است. افرادی که نمره پائینی در این صفت می گیرند بیشتر به عادات خود وابسته هستند و از تجربیات جدید اجتناب می کنند؛ گرچه تغییر صفات شخصیت تا حدودی نار است اما با وارد شدن به قلمرو بزرگسالی به طور کل این صفت کاهش میابد.

وظیفه شناسی

  • این صفت به احساس درونی متعهد بودن به وظایف اشاره دارد، افراد وظیفه شناس مستقل، منظم و متمرکز بر اهدف شخصی یا گروهی هستند. افرادی که نمره بالایی در این صفت بدست می آورند برای اکثر فعالیت های خود برنامه ریزی دارند، اما افرادی که نمره پائینی در صفت وظیفه شناسی بدست می آورند شروع کننده خوبی در فعالیت های نیستند و به طور خودجوش به سمت هدف های خود حرکت نمی کنند.

برونگرایی

  • شاید شناخته شده ترین صفات شخصیتی برون گرایی در مقابل درونگرایی باشد؛ در یک سمت طیف افراد برونگرا قرار می گیرند که معمولا به عنوان افراد اجتماعی شناخته می شوند. آنها از با دیگران بودن انرژی می گیرند و در تعامل های اجتماعی به احتمال بیشتری جرات ورز ظاهر می شوند. افرادی درونگرا یا آنهایی که نمره پائینی در این صفت بدست می آورند زمان بیشتری را به تنهایی اختصاص می دهند؛ ممکن است در تعاملات اجتماعی خجالت را تجربه کنند اما این الزاما به معنی اضطراب اجتماعی نخواهد بود.

توافق پذیری

  • این صفت به نوع دوستی، تواضع و مهربانی اشاره دارد. با افزایش میزان توافق پذیری احتمال قابلیت اعتماد، همدردی و کمک کردن نیز افزایش میابد. در مقابل افرادی که نمره کمی در این صفت می گیرند سرد و بی اعتماد هستند. آنها به احتمال کمتری از خودگذشتگی نشان می دهند. البته برخی پژوهش ها نشان دادند که در موقعیت های شغلی توافق پذیری کمتر مرتبط با درآمدزایی بیشتر است.

روانرنجوری

  • افرادی که نمره پائینی در این صفت بدست می آورند استرس را به طور مزمن تجربه نمی کنند؛ آنها در مقابل استرس از تاب آوری مناسبی برخوردارند. این افراد به لحاظ هیجانی یا عاطفی با ثبات شناخته می شوند. نمره بالا در این صفت با نگرانی مکرر درباره مسائل مختلف زندگی همراه است و این روند می تواند به آسیب پذیری آنها از تعارض ها و حتی تغییرات عمده زندگی منجر شود. متاسفانه نمره بالا در روانرنجوری مرتبط با سایر مشکلات جدی روانشناختی و نیز جسمی گزارش شده است.

تفاوت سبک شخصیت با اختلال شخصیت

در متون علمی روانشناسی تمایز دقیق و مشخصی بین تیپ و سبک شخصیت با اختلال شخصیت وجود ندارد. همه افراد دارای سبک های شخصیتی هستند. عبارت اختلال یک تسهیل کننده زبانی برای درمانگران است، مبنی بر وجود درجاتی از انعطاف ناپذیری که منجر به بدکارکردی معنی دار، رنج یا آسیب می­ شود. برای مثال یک فرد می­تواند سبک شخصیت خودشیفته داشته باشد بدون آنکه اختلال شخصیت خودشیفته داشته باشد. ملاحظه اساسی برای تشخیص گذاری اختلال شخصیت، شواهدی هستند که نشان می­دهند سازمان روانی فرد برای مدتی طولانی باعث رنج خود و دیگران شده و به نحوی تبدیل به بخشی از تجربیات فرد شده که نمی­تواند تفاوت خود را به یاد بیاورد یا به راحتی آن را تجسم کند.

برخی افراد که دارای شخصیت نابهنجار هستند از الگوهای مشکل ساز خود آگاهی کمی دارند، یا نسبت به آن بی توجه هستند و  به خاطر فشار دیگران وارد درمان می­شوند. برخی از آنها خودشان برای درمان مراجعه می­کنند اما نه به دلیل الگوهای شخصیتی بلکه بخاطر فشارهای مشخص و موقعیتی از جمله:

اضطراب

افسردگی

وسواس فکری یا عملی

اختلالات خوردن

نشانه های روان تنی

اعتیاد

ترس ها و استرس ها

آسیب به خود یا سایرین

تروما و مشکلات بین فردی

تمایز بین اختلال و سندرم ها

در کتاب راهنمای تشخیص روانپویشی تمایز بین شخصیت و سندرم های علامتی، سندرم های ارگانیک مغز و طیف اختلالات روانپریشی ضروری عنوان شده است. برای مثال ممکن است رفتارهای تشریفاتی نمایانگر اختلال وسواس جبری نامرتبط با شخصیت ، قطعه ای از شواهد مبتنی بر اختلال شخصیت وسواس جبری فراگیر یا بیانگر هذیان روانپریشی و یا حتی نتیجه سندرم ارگانیک مغزی باشد. همچنین مهم است که مشخص شود آیا اختلال شخصیت پاسخی به استرس موقعیتی در حال حاضر است یا خیر. برای نمونه مردی که قبل از ترک شهر محل سکونت خود مشکلات روانشناختی جدی داشته و به جایی تغییر سکونت می­دهد که زبان آنها را نمی­فهمد ممکن است پارانائید، وابسته یا به طور نامشخص دارای کارکرد شخصیت مختل باشد.

هر یک از ما وقتی تحت فشار یا تروما باشیم ممکن است مرزی یا روانپریش به نظر برسیم. بنابراین نمی­توان بدون در نظر گرفتن سایر احتمالاتی که می­توانند رفتار بیمار را توضیح دهند تشخیص اختلال شخصیتی را در نظر گرفت. در آخر، تفاوت های فرهنگی با مصاحبه کننده ممکن است به کج فهمی و تشخیص اختلال شخصیت منجر شود. مرزهای بین نرمال بودن و بیمار بودن ثابت و جهانی نیستند؛ آنها به سیستم های فرهنگی وابسته هستند. برای آگاهی از سلامت شخصیت می توان از کمک روانشناس به صورت مراجعه حضوری یا دریافت مشاوره آنلاین استفاده کرد.

کتاب راهنمای تشخیص روانپویشی

لینگاردی و مک ویلیامز

ترجمه دکتر رامین علوی نژاد

PSYCHODYNAMIC DIAGNOSTIC MANUAL
Second Edition
PDM-2

Vittorio Lingiardi
Nancy McWilliams

Translated by Dr. Ramin Alavi

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست