سندرم ایمپوستر چیست و چگونه آن را باید کنترل کرد؟

سندرم ایمپوستر یک تجربه درونی است. یک باور درونی بر این مبنی که دیگران بیهووده او را شایسته می بینند. این مفهوم معمولاً در مورد هوش و موفقیت کاربرد دارد. اما با کمال گرایی و وضعیت های اجتماعی نیز ارتباط دارد. گرچه برای این مشکلات لازم است به بهترین دکتر روانشناس تهران یا شهر خود مراجعه فرمائید. اما مطالعه این مقاله نیز مفید می باشد.

سندرم ایمپوستر

به بیان ساده تر، سندرم القا کننده تجربه احساس ساختگی بودن را به همراه دارد. شما ممکن است احساس تقلب کار بودن داشته باشید. یا اینکه موقعیتی که به دست آورده اید به شما تعلق ندارد. ممکن است این ذهنیت را داشته باشید که شما فقط از طریق شانس به آنجا رسیده اید. و هر کسی بدون توجه به موقعیت اجتماعی، سابقه تلاش، سطح مهارت یا درجه تخصص می توانسته به این دست آورد برسد.

به سندرم Imposter تقلب ادراک شده نیز گفته می شود. شامل احساس شک و تردید در خود و بی کفایتی شخصی است که علیرغم تحصیلات، تجربه و دستاوردهای شما ادامه دارد. این اصطلاح برای اولین بار توسط روانشناسان سوزانا ایمز و پائولین رز کلنس در دهه 1970 استفاده شد. هنگامی که مفهوم سندرم ایمپوستر ارائه شد، تصور می شد که در بیشتر برای زنان با پیشرفت بالا کاربرد دارد. اما از آن زمان به بعد، با گسترده بیشتری مورد استفاده قرار گرفت.

برای مقابله با این احساسات، ممکن است در نهایت بیشتر کار کنید. همچنین خود را با استانداردهای بالاتر نگه دارید. این فشار در نهایت می تواند بر سلامت احساسی و عملکرد شما تأثیر بگذارد.

دریافت نوبت مشاوره

این سندرم چه احساسی به همراه دارد

این سندرم نشان دهنده تضاد بین درک شما از خود و نحوه درک دیگران از شما است.

حتی وقتی دیگران از استعدادهای شما تعریف می کنند، شما موفقیت های خود را بر مبنای تصادف و خوش شانسی می بینید. شما اعتقاد ندارید که آنها را بر اساس شایستگی های خود به دست آورده اید و می ترسید که دیگران در نهایت به این موضوع پی ببرند.

در نتیجه، شما به خودتان فشار می آورید که بیشتر کار کنید تا:

دیگران را از تشخیص کاستی ها یا شکست های خود بازدارید.

شایسته نقش هایی شوید که فکر می کنید لیاقت آن را ندارید.

کمبود هوش خود را جبران کنید.

احساس گناه را نسبت به “فریب دادن” مردم کاهش دهید.

کارهایی که انجام می دهید می تواند این چرخه معیوب را ادامه دهد. دستاوردهای بعدی شما را مطمئن نمی کند. شما آنها را چیزی جز محصول تلاش های خود برای حفظ “توهم” موفقیت خود نمی دانید. حتی اشتباهات جزئی نیز اعتقاد شما را به عدم هوش و توانایی شما تقویت می کند. با گذشت زمان ، این می تواند چرخه ای از اضطراب ، افسردگی و احساس گناه را تقویت کند.

با ترس مداوم از پی بردن به ضعف های شما، در هر کاری که انجام می دهید برای کمال تلاش می کنید. وقتی نتوانید به آن برسید ممکن است احساس گناه یا بی ارزشی کنید. چه برسد به این که از تلاش مداوم خود خسته شوید.

مشخصات افراد درای این سندرم را بهتر بشناسید

برخی از علائم رایج سندرم imposter عبارتند از:

شک به خود

ناتوانی در ارزیابی واقع بینانه شایستگی ها و مهارت های خود

موفقیت خود را به عوامل خارجی نسبت می دهد

تحقیر عملکرد خود

ترس از برآورده نکردن انتظارات سایرین

دست آوردهای یش از حد

خراب کردن موفقیت خود

تعیین اهداف بسیار چالش برانگیز و احساس ناامیدی در هنگام ناکامی

برای برخی از افراد، سندرم ایمپوستر می تواند احساس انگیزه برای رسیدن به موفقیت را تقویت کند. این وضعیت معمولاً هزینه ای در قالب اضطراب مداوم به همراه دارد. شما ممکن است بیش از حد مهیا شوید یا خیلی بیشتر از آنچه لازم است کار کنید تا “مطمئن شوید” که هیچکس متوجه واقعیت شما نمی شود.

مشکل این سندرم این است که تجربه خوب انجام دادن، هیچ تغییری در باورهای شما ایجاد نمی کند. حتی اگر ممکن است در یک اجرا خوب عمل کنید یا با همکاران خود زمان خوشایندی را صرف کنید، این فکر هنوز در ذهن شما نقش بسته است، “چه چیزی به من این حق را می دهد که اینجا باشم؟” هرچه بیشتر پیشرفت کنید، نخواهید توانست تجربیات موفقیت خود را درونی کنید.

روند تفکر این است: اگر کارکرد خوبی دارید، باید نتیجه شانس باشد زیرا یک فرد ناتوان از نظر اجتماعی هستید.

در نهایت، این احساسات اضطراب را بدتر می کند و ممکن است منجر به افسردگی شود. افرادی که از سندرم ایمپوستر رنج می برند، تمایل ندارند در مورد احساسات خود با دیگران صحبت کنند و در سکوت مبارزه می کنند. درست مانند کسانی که دارای اختلال اضطراب اجتماعی هستند.

علل

ما می دانیم که عوامل خاصی می توانند به تجربه گسترده تر این سندرم کمک کنند. به عنوان مثال، شما ممکن است از خانواده ای باشید که برای موفقیت بسیار ارزش قائل بوده اند. یا والدینی داشته اند که بین تحسین و انتقاد تعادل نداشته اند.

پژوهش ها همچنین نشان دادند که ورود به نقشی جدید می تواند باعث ایجاد این سندرم شود. به عنوان مثال، شروع دانشگاه یا کالج ممکن است این احساس را در شما ایجاد کند که گویی به آنجا تعلق ندارید و توانایی شما در انطباق کم است.

سندرم ایمپوستر و اضطراب اجتماعی

این سندرم و اضطراب اجتماعی ممکن است با هم همپوشانی داشته باشند. فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی (SAD) ممکن است در موقعیت های اجتماعی یا عملکردی احساس تعلق نداشته باشد.

ممکن است با کسی در حال گفتگو باشید و احساس کنید ناتوانی اجتماعی شما را کشف خواهد کرد. ممکن است شما در حال ارائه یک سخنرانی باشید و احساس کنید که فقط باید آن را سریع تمام کنید تا کسی نفهمد که واقعاً به آنجا تعلق ندارید.

گرچه علائم اضطراب اجتماعی می تواند احساسات این سندرم تظاهر کننده را تقویت کند. اما این بدان معنا نیست که همه افراد مبتلا به سندرم ایمپوستر دارای اضطراب اجتماعی هستند یا برعکس. افراد بدون اضطراب اجتماعی می توانند احساس عدم اعتماد به نفس و شایستگی کنند. سندرم ایمپاستر اغلب باعث می شود افراد معمولاً بدون اضطراب در شرایطی که احساس می کنند ناکافی هستند، احساس اضطراب کنند.

پنج نوع سندرم ایمپوستر

دکتر والری یانگ، محقق برجسته سندرم ایمپوستر، پنج نوع اصلی از آن را در کتاب خود در سال 2011 توصیف می کند.

در اینجا نگاهی دقیق تر به هر نوع و نحوه ظاهر شدن آنها می اندازیم.

کمال گرا

شما عمدتا بر نحوه انجام کارها تمرکز می کنید، اغلب تا جایی که در هر جنبه از زندگی از خود ایده آل ها را جستجو می کنید.

با این حال، از آنجا که کمالگرایی همیشه مبتنی بر یک هدف واقع بینانه نیست، شما نمی توانید این استانداردها را برآورده کنید. به جای آگاهی از انرژی زیادی که پس از اتمام کار صرف کرده اید، ممکن است از خود به خاطر اشتباهات کوچک انتقاد کرده و به خاطر آنها احساس شکست داشته باشید.

اگر این فکر برای شما ایجاد شود که استانداردهای لازم را برآورده نکرده اید ممکن است از انجام کارهای جدید اجتناب کنید.

نبوغ بالفطره

شما عمر خود را صرف فراگیری مهارت های جدید با کمی تلاش کرده اید و معتقد هستید که باید بلافاصله مطالب و فرایندهای جدید را درک کنید.

اعتقاد شما مبنی بر اینکه افراد با صلاحیت می توانند با سختی کمی از عهده هر چیزی برآیند باعث می شود در مواقع سختی احساس ناکارآمدی کنید.

اگر چیزی به راحتی برای شما پیش نیاید یا در اولین تلاش خود موفق نشوید، ممکن است احساس شرم و خجالت کنید.

فردیت گرا

شما معتقدید که باید بتوانید همه چیز را به تنهایی اداره کنید. اگر نتوانید به طور مستقل به موفقیت برسید، خود را بی ارزش می دانید.

درخواست کمک از دیگران یا پذیرش پشتیبانی در صورت ارائه، فقط به معنای شکست استانداردهای بالا نیست. همچنین به این معناست که ناتوانی های خود را بپذیرید و خود را به عنوان یک شکست خورده نشان دهید.

متخصص

قبل از اینکه بتوانید کار خود را موفقیت آمیز بدانید، می خواهید هر آنچه را که در این زمینه لازم است بیاموزید. ممکن است آنقدر وقت خود را برای جستجوی اطلاعات صرف کنید تا در نهایت مجبور شوید زمان کمی را به وظیفه اصلی خود اختصاص دهید.

از آنجا که معتقدید که باید همه پاسخ ها را داشته باشید، ممکن است زمانی که نتوانید به سوالی پاسخ دهید یا با دانشی که قبلاً از دست داشته اید برخورد کنید، خود را یک شکست خورده تلقی کنید.

ابرقهرمان

شما شایستگی را به توانایی خود در موفقیت در هر وظیفه ای پیوند می زنید: دانش آموز، دوست، کارمند یا والدین. عدم موفقیت در پیشبرد خواسته های این نقش ها، به نظر شما ناکافی بودن را به سادگی ثابت می کند.

بنابراین برای موفقیت، توان خود را به حداکثر می رسانید و تا حد ممکن در هر نقشی انرژی مصرف می کنید.

با این وجود، حتی این حداکثر تلاش ممکن است احساسات ناکافی بودن شما را برطرف نکند. ممکن است فکر کنید، “من باید بتوانم کارهای بیشتری انجام دهم” ، یا “این کار باید آسان تر انجام می شد”. بعد از مطالعه این مقاله ممکن است نیاز به مشاوره روانشناسی پیدا کرده باشید. برای دریافت نوبت می توانید از صفحه بهترین روانشناس تهران استفاده فرمائید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست