حل مسئله روانشناسی

حل مسئله یک فرایند ذهنی است که شامل کشف، تجزیه و تحلیل و حل مشکلات می شود. هدف نهایی حل مشکلات، غلبه بر موانع و یافتن راه حلی است که به بهترین نحو مشکل را حل کند.

بهترین استراتژی برای حل مسئله تا حد زیادی به موقعیت منحصر به فرد موجود بستگی دارد. در برخی موارد، بهتر است که افراد هر آنچه را که می توانند در مورد مشکل یا مسئله بیاموزند. سپس با استفاده از دانش بدست آمده، راه حل خود را ایجاد کنند. در موارد دیگر، خلاقیت و بینش می توانند بهترین گزینه باشند. در مورد مشکلات جدی سعی کنید حتما از کمک بهترین روانشناس تهران با شهر خود نیز استفاده کنید.

مراحل حل مسئله

برای حل صحیح یک مسئله، دنبال کردن یک سری مراحل مهم است. بسیاری از محققان چرخه حل مسئله را پیشنهاد کرده اند.

در حالی که این چرخه به صورت متوالی به تصویر کشیده می شود، افراد به ندرت یک سری مراحل مشخص و از پیش تعیین شده را برای یافتن راه حل دنبال می کنند.

لازم نیست مراحل حل مساله را به صورت متوالی دنبال کنید. این امر متداول است که مراحل را کنار بگذارید یا حتی چندین بار مراحل را تکرار کنید تا به راه حل مورد نظر برسید. مراحل زیر شامل توسعه استراتژی و سازماندهی دانش می شود.

شناسایی مشکل

اگرچه ممکن است این مرحله بدیهی به نظر برسد، اما شناسایی مشکل همیشه آنطور که به نظر می رسد ساده نیست. در برخی موارد، افراد ممکن است منبع یک مشکل را اشتباه شناسایی کنند. درنتیجه تلاش برای حل آن ناکارآمد یا حتی بی فایده می شود.

تعریف

پس از شناسایی مشکل، مهم است که آن را به طور کامل تعریف کنیم تا بتوان آن را حل کرد.

تدوین استراتژی

گام بعدی توسعه استراتژی حل مسئله است. رویکرد مورد استفاده بسته به موقعیت و ترجیحات منحصر به فرد شخص متفاوت خواهد بود.

سازماندهی اطلاعات

قبل از ارائه راه حل، ابتدا باید اطلاعات موجود را سازماندهی کنید. از مشکل چه می دانید؟ چه چیزی را نمی دانید؟ هرچه اطلاعات بیشتری در دسترس باشد، آمادگی بهتری برای ارائه راه حل دقیق خواهید داشت.

تخصیص منابع

البته که ما همیشه پول، زمان و منابع نامحدود برای حل یک مشکل را در اختیار نداریم. قبل از شروع حل مسئله ، باید اولویت ها را تعیین کنید. اگر با مسئله یا مشکل مهمی روبرو هستنید، اختصاص منابع بیشتر قابل پیش بینی خواهد بود. اما اگر با یک مشکل نسبتاً بی اهمیت مواجه باشید، نمی توانید بیش از حد منابع موجود خود را صرف حل مسئله روانشناسی کنید.

نظارت بر پیشرفت

افرادی که به طور موثر به حل مسئله روانشناسی می پردازند معمولا تمایل دارند که بر پیشرفت خود در حین کار نظارت کنند. اگر آنها در جهت رسیدن به هدف خود پیشرفت خوبی نداشته باشند، رویکرد خود را مجددا ارزیابی کرده یا به دنبال استراتژی های جدید خواهند بود.

ارزیابی نتایج

پس از دستیابی به راه حل، ارزیابی نتایج مهم است. زیرا باید مشخص شود که آیا بهترین راه حل ممکن برای مشکل استفاده شده یا خیر. این ارزیابی ممکن است فوری باشد. مانند بررسی نتایج یک مسئله ریاضی برای اطمینان از صحت پاسخ. یا می تواند بلند مدت باشد. مانند ارزیابی موفقیت برنامه درمانی پس از چندین ماه درمان.

مهم است به یاد داشته باشید که فرایندهای حل مسئله متعددی با مراحل مختلفی وجود دارد و موارد ذکر شده یک نمونه از آنها می باشد. حل مشکلات در شرایط واقعی نیازمند تدبیر، انعطاف پذیری، صبر و تعامل مداوم با محیط است.

راهبردها و موانع حل مسئله در روانشناسی

حل مسئله روانشناسی بخش بزرگی از زندگی روزمره را تشکیل می دهد. مسائل و مشکلات می توانند کوچک (حل یک معادله ریاضی در تکالیف خانگی) تا بسیار بزرگ (برنامه ریزی شغل آینده شما) باشند.

در روانشناسی مدرن، واژه حل مسئله به فرایند ذهنی اشاره می کند که افراد برای کشف، تجزیه و تحلیل و حل مشکلات طی می کنند.

قبل از حل مسئله، مهم است که ابتدا ماهیت دقیق خود مسئله یا مشکل را درک کنید. اگر درک شما از مسئله نادرست باشد، تلاش شما برای حل آن نیز نادرست یا ناقص خواهد بود.

راهبردهای حل مسئله

روشهای مختلفی وجود دارد که افراد برای حل مسئله روانشناسی از آنها استفاده می کنند. برخی از این استراتژی ها ممکن است به تنهایی مورد استفاده قرار گیرند. اما افراد ممکن است از طیف وسیعی از روش ها برای کشف و حل مشکلات استفاده می کنند.

الگوریتم ها

الگوریتم یک فرایند گام به گام است که همیشه راه حل مناسب را تولید می کند. فرمول ریاضی مثال خوبی از الگوریتم حل مسئله است.

در حالی که یک الگوریتم همیشه به یک پاسخ درست منجر می شود، اما همیشه بهترین روش برای حل مشکلات نیست.

این استراتژی برای بسیاری از شرایط کاربردی نیست زیرا می تواند بسیار وقت گیر باشد. به عنوان مثال، اگر می خواهید همه ترکیبات احتمالی اعداد برای بازکردن یک قفل را با استفاده از الگوریتم بفهمید، زمان زیادی طول می کشد.

هیوریستیک

یک روش ابتکاری و یک استراتژی ذهنی است که ممکن است در برخی شرایط کار کند. برخلاف الگوریتم ها، روش های هیوریستیک (اکتشافی) همیشه راه حل صحیح را تضمین نمی کنند.

با این حال، استفاده از این استراتژی حل مسئله، به مردم این امکان را می دهد تا مشکلات پیچیده را ساده کرده و تعداد کل راه حل های ممکن را به مجموعه ای قابل مدیریت کاهش دهند.

ازمایش و خطا

رویکرد آزمایش و خطا برای حل مشکلات شامل آزمایش چندین راه حل مختلف و کنار گذاشتن راه حل های ناموفق است. اگر تعداد محدودی از گزینه های موجود را در اختیار دارید، این رویکرد می تواند گزینه خوبی باشد.

اگر گزینه های مختلف زیادی وجود دارد، بهتر است قبل از تلاش برای آزمایش و خطا، گزینه های احتمالی را با استفاده از دیگر تکنیک های حل مسئله محدود کنید.

بینش

در برخی موارد، راه حل یک مشکل می تواند بصورت ناگهانی ظاهر شود. بینش می تواند به این دلیل رخ دهد که مشکل در واقع شبیه به موقعیتی است که شما در گذشته با آن برخورد کرده اید. با این حال، فرآیندهای ذهنی زیربنایی که منجر به بینش می شوند خارج از آگاهی عمل می کنند.

موانع حل مسئله

حل مسئله روانشناسی یک فرایند بی عیب و نقص نیست. تعدادی موانع وجود دارد که می توانند توانایی ما را در حل سریع و کارآمد یک مسئله یا مشکل مختل کنند. محققان تعدادی از این موانع ذهنی را توصیف کرده اند که شامل تثبیت عملکرد، اطلاعات نامربوط و قرضیات است.

قرضیات: هنگام برخورد با یک مشکل، مردم اغلب در مورد محدودیت ها و موانع فرضیه سازی می کننند و این مانع استفاه از راه حل مناسب می شود.

تثبیت عملکرد: این اصطلاح به تمایل به مشاهده مشکلات فقط به شیوه معمول اشاره می کند.

اطلاعات بی ربط یا گمراه کننده: وقتی می خواهید مشکلی را حل کنید، مهم است که بین اطلاعات مربوط به موضوع و داده های نامربوط که می توانند منجر به راه حل های نادرست شوند، تمایز قائل شوید. هنگامی که یک مشکل بسیار پیچیده است، تمرکز بر اطلاعات گمراه کننده یا نامربوط متداول تر است.

مهارت های حل مسائل

اگرچه فرض بر این است که مهارت های حل مسائل تعیین کننده های مهمی در شایستگی و عملکرد اجتماعی هستند، اما همه اختلالات سازگاری اجتماعی نتیجه نقص در این مهارت ها نیستند. تشخیص عوامل دیگری که می توانند بر عملکرد اجتماعی نیز تأثیر بگذارند بسیار مهم است، زیرا مداخله موفق ممکن است علاوه بر مهارت های اجتماعی به این عوامل نیز توجه داشته باشد. این عوامل تحت دسته بندی کلی عوارض جانبی دارو، خلق و خو، سایر علائم تشخیصی، عوامل محیطی و آداب فرهنگی قرار می گیرند.

برخی عوارض جانبی داروها می توانند عملکرد اجتماعی و در نتیجه توانایی حل مسئله را مختل کنند. به عنوان مثال ، آکینزی یک عارضه جانبی داروهای ضد روان پریشی است که با کاهش بیان و زبان چهره مشخص می شود. یکی دیگر از عوارض جانبی شایع داروهای ضد روان پریشی آکاتیزیا است که با عدم توانایی در نشستن و نیاز به حرکت تعریف شده است. هر دوی این عوارض جانبی داروها می توانند با عملکرد اجتماعی تداخل داشته باشند زیرا ممکن است مانع ابراز کافی (آکینزی) در مراجعه کننده باشد یا کاهش تمرکز بر تعاملات اجتماعی (آکاتیزیا) را به همراه داشته باشد.

حل مسئله و افسردگی

مشکلات مربوط به خلق و خو، مانند افسردگی می تواند منجر به عدم استفاده از مهارت های اجتماعی و حل مسئله شود. به عنوان مثال این طور گزارش شده که عاطفه مثبت راهبرد حل مسئله خلاقانه را افزایش می دهد. افسردگی، که با احساس بیهودگی و ناامیدی منعکس می شود، ممکن است باعث شود که فرد در حین تعامل های خود از مهارتهای حل مسئله استفاده نکند. یا به طور کلی از دنبال کردن اهداف بین فردی دست بردارد.

اضطراب نیز می تواند در توانایی فرد برای استفاده از مهارت هایی که معمولاً قادر به استفاده از آنهاست اختلال ایجاد کند. همچنین ممکن است منجر به اجتناب از موقعیت های مرتبط با دستیابی به اهداف بین فردی شود. به طور مشابه، احساس شدید خشم یا خصومت ممکن است مانع از توانایی فرد در استفاده از مهارت های اجتماعی موثر و حل مسئله شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست