خیانت

خیانت و نیاز به روانشناس

خیانت و نیاز به روانشناس

خیانت شکستن قول و پیمان وفاداری به شریک خود در ازدواج یا روابط عاطفی جدی است. هرچند تصور شکستن پیمان در زمان عهد بستن دور از انتظار است اما متاسفانه خیانت به واقعه ای رایج تبدیل شده است. فرد خیانت دیده اغلب احساس شک، سردرگمی، تنهایی و بی اعتمادی فراگیر را تجربه می کند. تجربه این احساسات به قدری می تواند ناخوشایند باشد که فرد نسبت به گذشته، آینده و حتی ههویت خود دچار ابهام و پرسشگری شود. بحران هیجانی ناشی از بی وفایی به حدی می تواند آشفته ساز شود که روانشناسان برای توضیح آن از علائم بالینی زیر استفاده می کنند:

  • نشخوار فکری
  • گوش به زنگی یا حساسیت مفرط
  • بی حسی و کرخت شدگی
  • گسستگی
  • خشم غیرقابل فهم
  • وحشت زدگی ها غیرقابل کنترل
  • احساس ملالت و اندوه

در ادامه با مطالب زیر بیشتر آشنا می شوید:

  • خیانت یک استرسور حاد اما…
  • دلائل و ریسک فاکتورهای خیانت
  • آیا دیدگاه افراد نسبت به خیانت تغییر کرده است؟
  • خیانت و آسیب های فراگیر
  • انتخاب اشتباه در ازدواج
  • پشیمانی از ازدواج و آرزوی رهایی از حلقه
  • پشیمانی از ازدواج و آغاز مشکلات مسبب خیانت
  • نارضایتی از زندگی زناشویی، وظایف و نقش ها
  • صمیمیت یا کنترل گری
  • برآورده نشدن انتظارات و مقایسه کردن
  • مثل فرشته معصوم…
  • طلاق عاطفی
  • نظریه مثلث عشق و طلاق عاطفی
  • پنج مرحله قبل از طلاق عاطفی و جدایی
  •  عصر مدرن، ارزش ها و تعهد
  • عهدشکنی برخواسته از عوامل فعلی یا تجربیات گذشته
  • طلاق و پیامد های آن
  • طلاق از دیرباز تا به امروز
  • کمک گرفتن از روانشناس برای حل خیانت
  • پیشگیری از خیانت با کمک روانشناس

خیانت یک استرسور

خیانت یک استرسور حاد اما…

خیانت به واسطه آسیبی که به تمامی جنبه های زندگی یک زوج وارد می کند، یک عامل استرس زای حاد تعریف شده است. خیانت در اکثر فرهنگ ها یکی از مهمترین دلائل تعارض های زناشویی به حساب می آید. بحران درون روانی و آشفتگی هیجانی ناشی از خیانت، در اغلب اوقات فرد خیانت دیده را به سمت طلاق هدایت می کند. رابطه جنسی، رابطه عاطفی (در دنیای واقعی یا مجازی) یا ترکیبی از این دو با فردی در خارج از رابطه زناشویی خیانت به حساب می آید. با توجه به تمامی آثار یاد شده بهتر است که با بررسی، تحلیل و تبئین خیانت به افزایش آگاهی و دانش نسبت به آن پرداخت. کشف خیانت و تجربه بحران پی آیند می تواند مشکلات روانشناختی جدی ایجاد کند که رسیدگی به موقع به آنها احتمال مزمن شدن آنها را کاهش می دهد.

زوج های که به حل خیانت شکل گرفته و درمان مشکلات زیربنایی وهمچنین مشاوره ازدواج می پردارند، نسبت به آنهایی که به طلاق تن می دهند خوشحالی و رابطه عمیق تری می توانند با یکدیگر داشته باشند.

دلائل خیانت

دلائل و ریسک فاکتورهای خیانت

انگیزه و دلائل خیانت می تواند بسیار متفاوت باشد. سئوالی که بهتر است از خود پرسیده شود این است که “چرا با وجود پیامدهای هیجانی، روانشناختی، خانوادگی و اجتماعی متعاقب، یک فرد به خیانت مبادرت می ورزد؟ در برخی جوامع میزان شیوع خیانت 20% نیز گزارش شده است.  در ادامه برخی از دلائل خیانت مرور می شوند:

  • مشکلات جنسی در رابطه زناشویی
  • فقدان رضایت عاطفی
  • نبود احترام متقابل
  • فقدان تعامل کلامی
  • انتقام گیری به دلیل خیانت ادراک شده یا تجربه شده در گذشته
  • عزت نفس و اعتماد به نفس پائین
  • سبک های دلبستگی نا ایمن
  • تروما در کودکی
  • الگوبرداری از خیانت مراقبین در کودکی
  • مشکلات سلامت روان از قبیل اختلال دوقطبی
  • اختلالات شخصیت از قبیل شخصیت خودشیفته
  • اعتیادهای رفتاری از قبیل اعتیاد به سکس
  • خشونت خانگی
  • تجربه آزار هیجانی
  • عدم تعادل بین موفقیت و خوشحالی در ازدواج
  • احساس مورد غفلت واقع شدن
  • هیجان خواهی شدید
  • انتخاب اشتباه در ازدواج

خیانت و دیدگاه ها

آیا دیدگاه افراد نسبت به خیانت تغییر کرده است؟

نهاد خانواده در کنار سایر نهاد های اجتماعی بسیاری از نیاز های جسمی، روانی و اجتماعی انسان ها را برآورده می کند. با این حال، برای زندگی خانوادگی رویه تاریک نیز تعریف شده است. زندگی خانوادگی با خطراتی گره خورده است که استمرار حیات خانوادگی و سلامت خانواده را مختل می کند. یکی از این خطر ها خیانت در زندگی زناشویی است که مشکلات زیادی را در پی دارد. طبق دیدگاه سنتی، خیانت به معنای برقرار کردن رابطه جنسی با فردی بجز همسر است.

 اما در دنیای امروز با توجه به تغییرات و دگرگونی هایی که در روابط اجتماعی و همچنین در عقاید و نگرش افراد مختلف جامعه وجود دارد، خیانت علاوه بر داشتن رابطه جنسی با غیر از همسر شامل داشتن سَر و سِر با فردی دیگر، شیفتگی و محبت نامتعارف و خارج از مرد با شخصی غیر از همسر، رابطه عاطفی فراتر از دوستی عادی و اجتماعی و همچنین داشتن ارتباط های نامتعارف در فضای مجازی نیز می شود. در واقع، خیانت زمانی اتفاق می افتد که یکی از زوجین اعتقاد دارد او با وفاداری به همسرش زندگی می کند اما همسرش به طور پنهانی پیمان وفاداری را شکسته است.

خیانت و آسیب

خیانت و آسیب های فراگیر

در مورد پیامد های خیانت باید عنوان کرد که به طور قطعی خیانت به روابط زناشویی لطمه وارد می کند. زمانی که زوجین به طور ناگهانی متوجه می شوند که همسرشان خیانت کرده است ضربه روحی و احساسی بی نهایت شدید و آسیب زا به او وارد می شود و اگر دیگران نیز از این موضوع مطلع شوند، ضربه اجتماعی نیز اضافه می شود. فردی که از همسر خود خیانت دیده است باور های قبلی اش را در مورد اعتماد، تعهد و صداقت از دست می دهد. مواجه شدن با خیانت با پیامدهای زیر می تواند همراه باشد:

  • شوک
  •  سردرگمی
  • وسواس فکری
  • کاهش خود ارزشمندی
  •  خشم
  •  افسردگی
  • بحران زناشویی
  •  تضعیف نقش های والدینی
  • مشکلات شغلی
  • ضرب و شتم
  • قتل همسر
  • اقدام به خودکشی

خیانت و ازدواج

انتخاب اشتباه در ازدواج

ازدواج برای اکثر انسان ها اتفاقی جالب و امری ضروری است. علت این ضرورت و لازم بودن ازدواج  به فرهنگی بستگی دارد که افراد در بستر آن پرورش می یابند. از آنجا که ساختار فرهنگی بسیار دیرپا است و به سادگی از بین نمی رود و یا تغییر نمی کند، ارزش های فرهنگی در طول سالیان بازتولید می شوند و از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابند. تمامی ازدواج ها بر پایه دلایل منطقی صورت نمی گیرند. بالا رفتن آمار طلاق در دو دهه اخیر به خوبی نشان می دهد که افراد در انتخاب مسیر خود و همچنین در انتخاب همراه خود از آگاهی لازم برخوردار نیستند. بخی اوقات افراد بر اساس باور های اشتباه و رویاپردازی تصمیم به ازدواج می گیرند.

ازدواج امری بی نهایت مهم است که باید تمام جوانب آن را سنجید سپس اقدام کرد. زیرا سرنوشت خود، طرف مقابل و مهم تر از همه، سرنوشت کودک یا کودکانی که در آینده متولد خواهند شد به این امر پیچیده و مهم بستگی دارد. در ادامه چند دلیل اشتباه که می توانند رضایت از زندگی مشترک را کاهش داده و احتمال خیانت را افزایش دهند مرور می شوند:

ازدواج داروی معجزه آسا

گاهی ازدواج بنابه دلائل ناسازگاری صورت می گیرد و در این شرایط احتمال بروز خیانت بیشتر از سایر مواقع خواهد بود. از جمله دلایل نامناسب ازدواج می توان به این موضوع اشاره کرد که افراد فکر می کنند پس از ازدواج رابطه آن ها نیاز به مراقبت و رسیدگی ندارد. آن ها نمی دانند که پیوند عاطفی آنها نیز نیازهایی دارد و بی توجهی به این نیازها موجب سردی و دوری از یکدیگر می شود. عده ای از مردم ازدواج را داروی معجزه آسایی می دانند که با قدرت جادویی خود می تواند طرف مقابل را تغییر دهد. یعنی آن ها باور دارند که  اگر با هم زندگی را شروع کنند ویژگی های منفی همسرشان به طور اتوماتیک برطرف می شود.

زیبایی یا ثروت؟

دومین دلیل نامناسب ازدواج، شروع زندگی مشترک بخاطر زیبایی خانم و ثروت و حساب بانکی آقا است. از نظر این افراد زیبایی و پول می تواند انسان را خوشبخت کند. آن ها فکر می کنند همین که همسرشان زیبا و یا ثروتمند باشد یعنی میتواند آرامش، درک، همدلی و مهم تر از همه عشق  را نیز به آن ها هدیه کند. غافل از این که برای خوشبخت شدن باید معیار های دیگری داشت.

معیار سنی نامناسب

سومین دلیل نامناسب ازدواج چشم و همچشمی و به اصطلاح عقب نماندن از قافله است. متاسفانه ازدواج در سن پایین در بسیاری از فرهنگ ها همچنان معیاری برای ارزش و اعتبار تلقی می شود.

شناخت ناکافی

چهارمین دلیل نامناسب ازدواج عدم شناخت خود است. متاسفانه اکثر افراد فقط به یک بعد فکر می کنند و آن این است که همسر ایده آلشان را پیدا کنند. اما مهم تر از یافتن همسر مناسب این است که فرد شناخت کافی از خود و اهدافش داشته باشد. متاسفانه بسیاری از مردم خودشان را نمی شناسند، نمی دانند واقعا چه می خواهند و در زندگی مشترک به دنبال چه هستند. آن ها حتی نمی دانند که واکنش شان در مقابل حوادث و چالش های زندگی چگونه خواهد.

خیانت و پشیمانی

پشیمانی از ازدواج و آرزوی رهایی از حلقه

هیجان هایی که از لحظه خواستگاری و یا قبل از آن شروع می شود، در دوره نامزدی ادامه می یابد و تا مدتی پس از عروسی نیز موجب شادی زوجین می شود. مدتی پس از اتمام مراسم عروسی یا ماه عسل و پایان یافتن رسومی مانند پاگشای عروس زندگی به روال عادی باز می گردد. مرد مجبور است هر روز به سر کار برود و زن هم اگر شاغل نباشد مجبور است هر روز به انجام کار های خانه و آشپزی بپردازد و در صورت اشتغال، علاوه بر انجام کار های منزل باید به سر کار هم برود. در مواردی دیده شده است که با بیشتر شدن فشار زندگی افراد متاسفانه از دوران مجردی به عنوان بهترین دوره زندگی مشترک یاد می کنند.

 اگر رابطه زوجین بر وفق مراد نباشد یادآوری خاطرات خوب گذشته بیشتر و بیشتر می شود. فرد با خود فکر می کند که چرا ازدواج کرده است، چرا این همه مسئولیت را قبول کرده است، اصلا از زندگی چه می خواهد. او دوران مجردی را در ذهن خود ترسیم می کند که بدون دغدغه روز را به شب می رساند و در موارد حاد همین چند لحظه یادآوری گذشته باعث نشاط زودگذر فرد می شود. سوالاتی از این قبیل که به ذهن یک فرد متاهل خطور می کند و احساسی که نسبت به زندگی مجردی دارد نشانه خوبی نیست.

خیانت و پشیمانی از ازدواج

پشیمانی از ازدواج و آغاز مشکلات مسبب خیانت

احساس پشیمانی از ازدواج اولین پله آغاز مشکلات مسبب خیانت است. در این نوع مشکل فرد اصلا به این مسئله فکر نمی کند که چرا این همسر را انتخاب کردم، یعنی از همسر ناراضی نیست. او از خود و شرایط فعلی که در آن زندگی می کند رضایت ندارد. او از خود ازدواج گله دارد. دیدن دوستان مجرد این نارضایتی از ازدواج را بیشتر می کند. این مشکل معمولا برای افرادی اتفاق می افتد که در سن پایین ازدواج می کنند. او احساس می کند که ازدواج سدی در برابر آرزو های او است. او با خود فکر می کند که اگر ازدواج نمی کرد مثلا می توانست ادامه تحصیل بدهد و یا موقعیت شغلی بهتری داشته باشد.

 نارضایتی از ازدواج اگر رفع نشود می تواند پیامد های بدی به دنبال داشته باشد. فردی که از ازدواج کردن خود ناراضی است دنیا را زیبا نمی بیند، او می تواند از هر چیز کوچک یک مساله بزرگ بسازد و نه تنها با همسر خود وارد مشاجره شود بلکه با دیگران نیز ناسازگاری خواهد شد. پشیمانی از آن چه که زمانی خود فرد انتخابش کرده است دردی بزرگ است. دردی که فرد به تنهایی قادر به رفع کردنش نیست. او نیاز دارد که خود را قبول کند و این پذیرش به تنهایی و به سادگی صورت نمی گیرد.

خیانت و نارضایتی

نارضایتی از زندگی زناشویی، وظایف و نقش ها

با جاری شدن خطبه عقد، افراد چندین نقش اجتماعی جدید را برعهده می گیرند. نقش همسر، عروس و یا داماد خانواده، زن برادر و یا شوهر خواهر. از هر کدام از این نقش ها انتظارات خاصی می رود، یعنی افراد وظیفه دارند انتظارات همسر و تا حدودی انتظارات خانواده همسر را برآورده کنند. عدم آگاهی نسبت به وظایف همسری باعث بروز مشکلاتی می شود. مثلا اگر یکی از زوجین خواسته های نامعقول داشته باشد دلخوری و رنجش پیش می آید و اگر این عمل تکرار شود رنجش ها بیشتر می شود. با هر بار رنجش و عدم عذرخواهی طرف مقابل و عدم تلاش در جهت جبران خطا، رنجش ها رفته رفته عمیق می شوند تا جایی که فاصله میان زوجین بیشتر و بیشتر می شود.

فاصله گرفتن زوجین از یکدیگر می تواند به شکل های مختلف بروز کند. مثلا عدم تمایل به گذراندن وقت با یکدیگر، عدم تمایل به مراوده با خانواده همسر، و در شدیدترین مورد عدم تمایل به همخوابی با همسر. با ایجاد فاصله عاطفی میان زوجین به تدریج رضایت از زندگی زناشویی کمرنگ می شود. تمامی انسان ها با آرزوی خوشبخت شدن ازدواج می کنند و کسی در ابتدا گمان نمی کند که بعد از گذشت دوره ای کوتاه یا بلند شاهد مشکلاتی از قبیل خیانت شود. خانواده از اهمیتی اساسی برخوردار است و پایداری آن به رضایت از زندگی زناشویی بستگی دارد.

خیانت و صمیمیت

صمیمیت یا کنترل گری

یکی از دلائلی که رضایت از زندگی زناشویی را با مشکل مواجه می کند و احتمال خیانت را افزایش می دهد فقدان صمیمیت است. صمیمیت احساسی است که با گذشت زمان و به صورت آهسته و با آهنگی پیوسته بین زوجین شکل می گیرد. میزان صمیمیت را می توان از طریق علائق مشترک یا میزان جذابیتی که زوجین برای یکدیگر دارند سنجید. اگر زن و شوهر برای یکدیگر جذابیت داشته باشند آن گاه در هنگام با هم بودن احساس شادی و امید به آینده را از اعماق قلب خود احساس می کنند. اما اگر رابطه زناشویی فاقد صمیمیت باشد افراد در هنگام با هم بودن حضور یکدیگر را احساس نمی کنند. بدین ترتیب هر کدام از زوجین به دنیای درونی خود پناه می برد و آرزو های برآورده نشده و حسرت ها را مرور می کند.

 وقتی یکی از زوجین و یا هر دوی آن ها احساس کنند که طرف مقابل خواهان کنترل او است و این کار را انجام می دهد، با از دست رفتن صمیمیت و افزایش احتمال خیانت مواجه خواهند شد. فرد کنترل کننده به طور مداوم در حال سوال پرسیدن است به طوری که این رفتار حالت بازجویی پیدا می کند. متاسفانه برخی از زوجین برای حریم خصوصی یکدیگر احترام قائل نیستند. آن ها گوشی موبایل همسرشان را چک می کنند، غافل از این که با انجام دادن این کار به طور مستقیم به خود و شریک زندگیشان می فهمانند که به او اعتماد ندارند.

 کنترل کردن یکدیگر باعث می شود که فرد احساس کند در زندان گیر افتاده است. او احساس می کند برای انجام هر کاری باید اجازه بگیرد و نمی تواند چیزی را که مطابق عقیده خود است انتخاب کند. ادامه این حالت باعث می شود که فرد دیگر از زندگی خود احساس رضایت نداشته باشد.

خیانت و نیاز

برآورده نشدن انتظارات و مقایسه کردن

برآورده نشدن انتظارات مساوی است باعدم رضایت از زندگی زناشویی و تلاش برای ارضاء نیازهای برآورده نشده در خارج از ازدواج. هر یک از زوجین در خانواده ای متفاوت و با فرهنگ و باور های مختلف بزرگ شده اند. آن ها پیش فرض هایی برای ازدواج و خوشبختی دارند که ممکن است با پیش فرض ها و عقاید همسرش متفاوت باشد. گاهی زوجین نمی توانند انتظارات یکدیگر را برآورده کنند و این مساله می تواند باعث به وجود آمدن مشکلات در رابطه آن ها شود.

در این شرایط احتمال مقایسه کردن با اطرافیان مخصوصا افراد نزدیک به فرد است مانند خواهر، برادر و دوستان صمیمی بیشتر می شود. زمانی که فرد زندگی و رابطه زناشویی خود را با زندگی مشترک دیگران مقایسه می کند دچار سرخوردگی می شود. زیرا ذهن همیشه تمایل به دیدن چیزهایی دارد که از داشتن آنها محروم است.

بنابراین فرد به نداشته های خود بیشتر توجه می کند و داشته ها را بی اهمیت جلوه می دهد. این حالت باعث می شود که به همسر خود فشاری مضاعف وارد کند، یعنی فرد به طور مداوم در حضور همسر با گوشه و کنایه و یا به طور مستقیم زندگی یک نفر را مثال می زند و او را خوشبخت و خودش را بدبخت می داند. این امر در ابتدا باعث می شود که همسر تلاشش را برای خوشبخت کردن همسرش و برآورده کردن خواسته های او دوبرابر کند اما اگر این تلاش نادیده گرفته شود و گله و شکایت همچنان ادامه داشته باشد، همسر دچار ناامیدی می شود و او هم به تدریج شادی را از دست می دهد و رضایت از زندگی مشترک را از دست می دهد.

خیانت و دلائل

مثل فرشته معصوم، مثل ستاره های هالیوود زیبا و مثل دستگاه عابربانک دست به جیب

ایده آل طلبی رابطه نزدیکی با زیاده خواهی و درنتیجه خود ذیحق پپنداری برای مرتکب شدن به خطای خیانت دارد. در ایده آل طلبی همسر به اشتباه فکر می کند که شریک زندگی او باید مبری از هر خطایی باشد. در ذهن او تصویر همسر آرمانی، تصویر فردی است که چون فرشتگان معصوم، مانند ستارگان هالیوود زیبا و همیشه آراسته، مانند قهرمانان ورزشی همیشه بر سکوی افتخار و مانند دستگاه عابر بانک همیشه دست و دلباز است. این تصویر در واقع تصویری نادرست و غیرواقعی از انسان است. زیرا کمتر فردی پیدا می شود که تمامی ویژگی های ذکر شده را با هم و به طور همزمان داشته باشد.

خیانت و طلاق

طلاق عاطفی

طلاق عاطفی مسیری را ایجا می کند که یکی از مقاصد آن متاسفانه خیانت می تواند باشد. طلاق عاطفی، کاهش قابل احساسات میان همسران را بیان می کند. اگرچه به نظر می رسد که ازدواج به نوعی شکلی از صمیمیت را در درون خود دارد اما طلاق عاطفی ممکن است حتی در روابطی که در ظاهر زوجین اختلافات کمی با یکدیگر دارند نیز اتفاق بیفتد. منظور این است که زوجین به سادگی کنار یکدیگر زندگی می کنند، با هم به منزل اقوام می روند، در مراسم های شادی و عزا شرکت می کنند، مراقب فرزندانشان هستند و به امورات آن ها رسیدگی می کنند و در مجموع ظاهر یک زندگی مشترک خوب را حفظ می کنند و آن را برای دیگران به نمایش می گذارند. اما واقعیت چیز دیگری است. آن ها در احساسات یکدیگر شریک نیستند.

طلاق عاطفی در رابطه ای تجربه می شود که در آن زوجین در محیط های اجتماعی خوب و صمیمی و شاد به نظر می رسند اما در خلوت حتی نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. بنابراین در طلاق عاطفی زوجین صرفا زیر یک سقف زندگی می کنند اما رابطه آن ها خالی از هر گونه رضایت و تمایل است.

خیانت و استرنبرگ

نظریه مثلث عشق و طلاق عاطفی

رابرت استرنبرگ نظریه پردازی است که به تحلیل عشق پرداخته است. در این نظریه استرنبرگ جنبه های مختلف عشق را با یک مثلث نشان می دهد. در این مثلث هر کدام از اضلاع مثلث یک قسمت مهم از رابطه زناشویی را نشان می دهد. یکی از ضلع ها شور و اشتیاق را نشان می دهد، ضلع دیگر صمیمیت را به تصویر می کشد و ضلع سوم نشان دهنده تعهد است. نکته مهم در این است که هر سه ضلع این مثلث با یکدیگر برابرند و هیچ کدام از این سه مفهوم یعنی شور و اشتیاق و صمیمیت و تعهد مهم تر از دیگری نیست، در واقع مثل عشق یک مثلث متساوی الاضلاع است.

در نظریه مثلث عشق استرنبرگ این سه مولفه، یعنی شور و اشتیاق، صمیمیت و تعهد به شکل هایی گوناگون با یکدیگر ترکیب می شوند و در مجموع هشت نوع رابطه را به وجود می آورند. یکی از انواع رابطه عشق تهی است. در عشق تهی فقط تعهد وجود دارد اما شور و اشتیاق و صمیمیت در بین زوجین نیست. نوع دیگر رابطه، عشق ابلهانه است که در آن شور و اشتیاق و تعهد وجود دارد اما صمیمیت وجود ندارد.این نوع از رابطه بیشتر در جوامع سنتی به چشم می خورد، یعنی در میان فرهنگ هایی که ازدواج به رابطه جنسی ختم می شود و در اصلاح عامیانه عروس با لباس سپید به خانه شوهر آمده و با کفن سفید هم از خانه شوهر خواهد رفت.

با در نظر گرفتن این که در رابطه زوجین باید سه مولفه شور و اشتیاق، تعهد و صمیمیت به طور همزمان و به یک اندازه وجود داشته باشند، پس می توان طلاق عاطفی را که در آن صمیمیت و شور و اشتیاق وجود ندارد از نوع رابطه عشق ابلهانه و عشق تهی به شمار آورد.

مراحل بعد از خیانت

پنج مرحله قبل از طلاق عاطفی و جدایی

به اعتقاد مارک نپ روابط زوجین در زندگی زناشویی از پنج مرحله تشکیل شده است که ممکن است هر زوجی در یک مرحله توقف کرده باشد. این پنج مرحله از آغاز رابطه، مورد آزمایش قرار دادن آن و پایان آن سخن می گوید که طی چنین جریان مختلف هر مرحله از مرحله قبل از خود و همچنین از مرحله پس از خود جدا می شود. این مراحل از ساختن و آغاز کردن یک رابطه شروع می شود، پس از آن به اوج می رسد و سپس رو به اتمام می رود و زوجین به سمت جدایی و طلاق حرکت می کنند:

مرحله اول افتراق

 زوجین زمانی وارد این مرحله شده اند که هر دو نفر و یا یکی از آن ها احساس کند که رابطه زناشویی با همسرش او را به طور کامل محدود کرده است. در این مرحله زوجین بیشتر از آن که بر ویژگی های مثبت همسر خود و زندگی مشترک تمرکز کنند، جنبه های منفی رابطه را در نظر می گیرند و از این طریق سعی می کنند اختلافاتی که میان خود و شریک زندگی آنها وجود دارد را برجسته تر کنند.

مرحله دوم محدود کردن

 وقتی که زوجین در این مرحله قرار می گیرند سعی می کنند که میزان دفعات ارتباط با همسرشان را کاهش دهند و همچنین به این سمت تمایل دارند که صمیمیتی که میان خودشان و همسرشان وجود دارد را کم کنند. آن ها هیچ شور و اشتیاقی برای داشتن رابطه جنسی و کلامی یا هر نوع رابطه دیگر با همسرشان نشان نمی دهند و در مورد موضوع هایی که باعث می شود دعوا کنند و مشاجره داشته باشند خودداری می کنند. در این زمان رابطه زناشویی به طور محسوس و قابل مشاهده به سمت رسمی شدن می رود. زن و شوهری که در مرحله محدود کردن هستند حرف هایی می زنند، جملاتی می گویند و از عبارت هایی استفاده می کنند که به خوبی نشان می دهند که برای همسر خود ارزشی قائل نیستند و خواسته های او کوچک ترین اهمیتی ندارد.

مرحله سوم سرد شدن رابطه

 وقتی که یک زندگی مشترک به این مرحله می رسد یعنی زن و شوهر دارند به سمتی پیش می روند که رابطه شان هر روز بدتر می شود. این مرحله شدید تر از مرحله قبل است، زیرا صحبت ها و مکالمه هایی که بین زوجین شکل می گیرد به طور کاملا مشخص و آشکار نشان می دهد که انگار دو نفر غریبه با هم در زیر یک سقف زندگی می کنند. این غریبگی حتی در ارتباطات غیر کلامی نیز خود را نشان می دهد، یعنی زن و شوهر حتی زمانی که به یکدیگر نگاه می کنند و یا از کنار همدیگه رد می شوند کاملا نسبت به یکدیگر بی احساس هستند.

حتی در موارد شدید نیز مشاهده شده که زوجیت تا جایی که امکان داشته باشد سعی می کنند نگاهشان با نگاه شریک زندگی شان تلاقی پیدا نکند. آن ها نسبت به یکدیگر گذشت و فداکاری ندارند زیرا هیچ جذابیتی برای یکدیگر ندارند. آن ها دیگر به رابطه شان فکر نمی کنند و دیگر به این موضوع اهمیت نمی دهند که تلاش کنند رابطه شان را بهتر کنند. در واقع، علت این که آن ها حاضر می شوند این رابطه عذاب آور را تحمل کنند این نیست که به فکر طرف مقابلشان هستند.

مرحله چهارم پرهیز از یکدیگر

 در این مرحله خطرناک زن و شوهر هر چه بیشتر سعی می کنند که از یکدیگر فرار کنند و از این طریق ناراحتی های خود را کاهش دهند. در این مرحله است که اغلب جدایی فیزیکی صورت می گرفت و افراد نه تنها تمایلی به برقراری رابطه جنسی و لمس جسم یکدیگر ندارند بلکه از آن فرار می کنند. در این شرایط زوجین حتی سعی می کنند یکدیگر را نبینند و به همدیگر نزدیک نشوند. مثلا زمانی که شوهر از محل کار به منزل برمی گردد زن به اتاق خود پناه می برد و یا در روز های تعطیل مرد برای این که همسر خود را نبیند و در کنار او نباشد به بیرون از خانه پناه می برد.

 در هر صورت پناه بردن به هر چیزی جز همسر برایشان آرامش به وجود می آورد. در این وضعیت زندگی بسیار مشکل می شود زیرا آن ها در یک خانه زندگی می کنند و چه تمایل داشته باشند و چه از این کار متنفر باشند، باید هر روز حداقل برای مدتی همسر خود را ببینند و صدایش را بشنوند.

مرحله پنجم جدایی

 در این مرحله همه چیز به پایان رسیده است. زندگی زناشویی با دیواری مواجه شده است که تنها راه عبور کردن از آن جدا شدن از یکدیگر است. جدایی بین زن و مرد هم می تواند پس از یک رابطه کوتاه مدت اتفاق بیافتد و هم می تواند پس از سال ها زندگی مشترک و داشتن فرزند و حتی نوه اتفاق بیفتد. با توجه به مطالبی که ذکر شد، طلاق عاطفی مرحله یک و دو و سه را در بر می گیرد، یعنی مرحله محدود کردن، مرحله بی روح شدن رابطه و مرحله پرهیز از یکدیگر.

خیانت و عصر مدرن

 عصر مدرن، ارزش ها و تعهد

 اگرچه در طول تاریخ و در کنار تغییرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، خانواده به آهستگی تغییر می کنند، اما سرعت تغییرات در خانواده ها در دنیای مدرن به طرز قابل توجهی بالا است. منظور این است که در عصر جدید ارزش ها و باور ها در مورد ازدواج و تعهد به رابطه زناشویی تغییر کرده است. تعهد به رابطه زناشویی و ازدواج نوعی خاص از تعهد است که پیچیدگی های فردی، روانی، اجتماعی و حقوقی را به همراه دارد. در مرحله ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مهم ترین وظایفی که زوجین در خصوص رابطه خود دارند تعهد به رابطه زناشویی و تعهد آن ها به یکدیگر است تا از این طریق بتوانند ثبات و تداوم رابطه را ایجاد کنند و در زندگی زناشویی خود رضایت و موفقیت را تجربه کنند.

در حالی که تعداد بسیار زیادی از افراد ازدواج می کنند و به دنبال پاکی و تعهد در رابطه زناشویی خود هستند، افزایش آمار طلاق، افزایش روابط فرازناشویی (خارج از ازدواج)، افزایش فرزندان تک والد، و همچنین شکل گیری تمایل به ازدواج سفید نشان دهنده کاهش تعهد افراد جامعه به رابطه زناشویی است. از آن جا که تعهد در رابطه زناشویی هم می تواند بر مبنای عاطفه و صمیمیت شکل بگیرد و هم بر مبنای قصد و نیت (اعتقاد به درستی این کار) برای حل آن باید بتوان دنیای ذهنی و درونی فرد را درک کرد. بر اساس پژوهش های انجام شده در چند سال اخیر، بین تعهد و اعتماد رابطه ای عمیق وجود دارد، یعنی مهم ترین راهی که باعث می شود زوجین اعتماد به همسرشان را از دست ندهند، این است که مطمئن باشند همسرشان به آن ها وفادار است.

خیانت و عهدشکنی

عهدشکنی برخواسته از عوامل فعلی یا تجربیات گذشته

یکی دیگر از عواملی که بر تعهد زوجین تاثیرگذار است، مشکلات جنسی است. یعنی فردی که از زندگی جنسی خود احساس دارد، به احتمال کمتری به همسر خود خیانت می کند. یکی از اساسی ترین بخش های رضایت از زندگی زناشویی، رضایت از رابطه جنسی است. چنانچه یکی از زوجین و یا هر دوی آن ها از رابطه جنسی خود رضایت نداشته باشند به تدریج مرز های تعهد را می شکنند و به خیانت روی می آورند. در واقع، زندگی زناشویی مانند یک شرکت اقتصادی است که اهداف خاص خود را دارد. برای رسیدن به این اهداف باید تفاهم و برنامه ریزی وجود داشته باشد.

 در این میان، اگر فرد متاهل در دوران کودکی خود عهدشکنی را از بزرگ تر ها دیده باشد، این مساله می تواند بر رفتار هایی که او قبل و بعد از ازدواج دارد تاثیر بگذارد. به عبارتی دیگر، چون آن شخص از دوران کودکی شاهد خیانت، عهد شکنی و عدم تعهد افراد نسبت به رابطه خود بوده است آن را یاد گرفته است، به طوری که در بزرگسالی و زمانی که خودش متاهل و متعهد شده است خیانت، عهد شکنی و عدم تعهد را به نمایش می گذارد.

خیانت و طلاق

طلاق و پیامد های آن

طلاق از مهم ترین آثار خیانت است. در وهله اول، طلاق یک پدیده روانی فراگیر است، زیرا نه تنها به تعادل روانی دو انسان آسیب می زند، بلکه بر فرزندان، والدین و اعضای خانواده پدری نیز تاثیر می گذارد. طلاق در جامعه ما در حال افزایش است و این یک معضل جدی است. طلاق و به ویژه طلاق ناشی از خیانت اثراتی زیانبار به دنبال دارد. پیش از تصمیم گیری باید به طلاق و پیامد های آن توجه کرد. پیامد های طلاق و به ویژه طلاق ناشی از خیانت می تواند باعث به وجود آمدن نتایج زیر شود:

  • افسردگی در افراد
  •  اضطراب و استرس در سطح نسبتا بالا
  •  رفتار های پرخاشگرانه نسبت به دیگران و حتی نزدیکان خود
  •  ناتوانی در تحمل مشکلاتی که در زندگی و همچنین در محل کار به وجود می آید
  •  افزایش انحرافات اجتماعی در میان زنان و مردان مطلقه
  •  احساس شکست در زندگی
  •  خستگی و احساس از پا افتادگی
  •  دلتنگی و تنهایی
  •  احساس پوچی نسبت به دنیا و بی معنایی در زندگی
  • کاهش امید و انگیزه
  • بروز افکار و احساسات نامطلوب و گاهی خطرناک و آسیب زا
  •  ایجاد بدگمانی نسبت به همه به ویژه نسبت به جنس مخالف
  •  احساس گناه کار بودن
  •  پشیمانی از همه وقایع رخ داده
  • داشتن عذاب وجدان و افزایش احتمال خودکشی
  •  اعتیاد خود یا فرزندان به مواد مخدر یا سایر اعتیادهای رفتاری
  • افزایش بزهکاری و جرم و جنایت در جامعه
  •  خشم نسبت به خود و دیگران
  •  احساس قربانی شدن
  •  تعارض در روابط بین فردی
  •  کم شدن اعتماد به نفس
  •  احساس ناشایستگی

 طلاق حاصل از خیانت و پیامد های آن در زمره غم انگیزترین پدیده های اجتماعی و یکی از آسیب زا ترین و خطرناک ترین پدیده های روانشناختی است.

طلاق از دیرباز تا به امروز

در گذشته، مردم طلاق را به عنوان امری ناپسند می دانستند که حتی بر زبان آوردن آن نیز گناه به شمار می رفت. اما در دنیای امروز به ابزار و نوعی راه فرار تبديل شده است که از طریق آن زوجینی که نمی توانند شرایط سخت زندگی مشترک خود را تحمل کنند از آن استفاده می کنند و خود را نجات می دهند. تبدیل شدن طلاق به راه نجات یعنی این که افراد دیگر مانند گذشته از طلاق نمی ترسند و رفتن به سمت طلاق آسان تر شده است. غافل از این که طلاق گسست اجتماعی و پیامد های روانی بسیار ناخوشایند را به دنبال دارد. در جامعه ما پیامد های طلاق برای زنان بیشتر از مردان است. از پیامد های احتمالی طلاق به ویژه طلاق بر اثر خیانت برای زنان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  •  در تنگنا قرار گرفتن و به وجود آمدن مشکلات اقتصادی و معیشتی
  •  تن دادن به ازدواج های موقت و یا خارج از عرف اجتماعی
  •  سرخوردگی
  •  افسردگی
  •  کاهش رضایت از هویت جنسی
  •  روی آوردن به جرائمی ماند اعتیاد، فحشا و سرقت
  •  انزوا گزینی
  •  به وجود آمدن اختلال در تعاملات و مناسبات اجتماعی
  •  کژکارکردی های جنسی
  •  تمایل به انحرافات جنسی و فساد اخلاقی
  •  مشکات مرتبط با به دست نیاوردن حضانت فرزند
  •  خودسرزنشگری و از دست دادن سلامت جسمی و روانی

خیانت و درمان

کمک گرفتن از روانشناس برای حل خیانت

اساسی ترین اقدام برای کسی که با خیانت مواجه شده است کمک گرفتن از روانشناس برای حل خیانت است. زیرا روانشناس رویکردی جامع و نافذ دارد که با استفاده از آن خیانت را توصیف و تبیین می کند و همچنین برای پیامد های آن راهکار های کارآمد و علمی ارائه می نماید. طرحواره درمانی و تشخیص باورهای ناسازگار اولیه روانشناس را قادر می سازد که ریشه های بنیادین خیانت را تشخیص دهد و برای حل آن راهکار های مناسب عرضه کند و حتی فرد خیانتکار و فرد خیانت دیده را نیز  از لحاظ روانی درمان کند. کار با باورهای های ناسازگار اولیه یا همان طرحواره و همچنین الگو های هیجانی و شناختی می تواند مفید باشد. این باور ها در ابتدای رشد و تحول فرد در ذهن او شکل می گیرند و در مسیر زندگی ادامه پیدا کرده و می توانند تقویت یا تضعیف شوند.

طرحواره ها به معنای رفتار افراد نیست. رفتار صرفا یک بخش از پاسخ های مقابله ای است که از طرحواره ها سرچشمه می گیرند. منظور این است که طرحواره ها بر رفتار انسان ها تاثیری قابل توجه دارند. تشخیص طرحواره ها نیازمند تخصص و علم در این زمینه است. طرحواره ها در پنج حوزه جدایی و طرد، خودگردانی و عملکرد ناکافی، محدودیت های مختل، مطیع بودن و گوش به زنگی – بازداری شدگی طبقه بندی می شوند. با کمک گرفتن از روانشناس برای حل خیانت، می توان از سایر روش های درمانی مانند درمان های رفتاری-شناختی، و زوج درمانی استفاده کند و در رفع مشکل خیانت کمک بزرگی به مراجع بکند. روانشناس با استفاده از دانش و تخصصی که دارد و با توجه به مورد خاص هر مراجع، یک رواندرمانی مناسب را به کار می گیرد.

خیانت و بیشگیری

پیشگیری از خیانت با کمک روانشناس

زوجین برای پیشگیری از خیانت به کمک روانشناس احتیاج دارند. روانشناس و مشاوره خانواده با استفاده از پرسشنامه های علمی و روانشناختی قادر است طرحواره ها را اندازه گیری کند. تعداد و تنوع این پرسشنامه ها بالا است و انتخاب بهترین و کارآمد ترین پرسشنامه نیازمند دانش بالا، تجربه و مهارت روانشناس در درمان و دادن مشاوره است. مثلا در پرسشنامه فرم کوتاه تعداد طرحواره های ناسازگار اولیه 15 مورد و در پرسشنامه بلند 18 مورد است. با توجه به این طرحواره ها، روانشناس خبره پس از اریابی اولیه می تواند مداخلات لازم جهت پیشگیری از خیانت را به عمل آورد.

نکته قابل توجه این است که اگر فردی که در خود احساس می کند تمایل به عهدشکنی دارد و یا کسی که پی برده است رفتار همسرش تغییر کرده است به روانشناس مراجعه کند. در شرایط خاص که امکان مشاوره ضوری وجود ندارد از مشاوره آنلاین می توان استفاده کرد. روانشناس با استفاده مداخلات موجود مشکلات فرد را تشخیص می دهد و در پیشگیری از خیانت به او کمک می کند. همچنین اگر فردی پس از خیانت به همسرش پشیمان شود، عذاب وجدان داشته باشد و تصمیم بگیرد که خطای خود را جبران کند، روانشناس به او کمک می کند به زندگی پیش از خیانت بازگردد.

تاکید می شود که درمان و پیشگیری از خیانت به کمک روانشناس آگاه و باتجربه صورت می گیرد. زوج برای حل مشکلات خود باید به روانشناس مراجعه نمایند و زوج درمانی را شروع کنند. در غیر این صورت مشکل روز به روز وخیم تر شده و سویه تاریک رابطه زناشویی تاریک تر و تاریک تر می شود.

دکتر رامین علوی نژاد

فهرست