مکانیسم دفاعی جبران

اصطلاح جبران به نوعی مکانیسم دفاعی اشاره دارد که در آن افراد در یک زمینه برای جبران شکست در حوزه دیگر به موفقیت دست پیدا می کنند. برای مثال، افرادی که زندگی خانوادگی ضعیفی دارند، ممکن است انرژی خود را برای برتری بیشتر و فراتر از آنچه در محل کار لازم است، صرف کنند. این موارد بخصوص در مشاوره ازدواج مورد توجه قرار می گیرند. در مواردی که کل اعضاء خانواده درگیر مشکل شده باشند بهتر است از مشاوره خانواده کمک بگیرید.

جبران

این استراتژی روانشناختی به افراد اجازه می ‌دهد تا با هدایت انرژی به سمت برتری یا موفقیت در سایر زمینه‌ها، نارسایی‌ها، ناامیدی‌ها، استرس‌ها یا اجبارها را پنهان کنند.

شکل گیری مفهومی

آلفرد آدلر، بنیانگذار مکتب روانشناسی فردی، اصطلاح جبران را در رابطه با احساس حقارت معرفی کرد. او در کتاب خود «مطالعه حقارت اندام ها و جبران فیزیکی آن» این گونه توضیح می دهد: هر فردی دارای احساس حقارت است. آدلر بیان می کند که تمایل شدید و طبیعی برای پنهان کردن این احساسات وجود دارد، زیرا آنها به عنوان نشانه ای از ضعف در نظر گرفته می شوند. بنابراین آنها بیان خود را در تلاش برای برتری می یابند.

این مکانیسم ممکن است توضیح دهد که چرا برخی از افراد ناتوان در حوزه خاصی برتری می یابند. به عنوان مثال: استیوی واندر، گلن کانینگهام و دموستنس را ببینید. این تلاش می تواند به طرق مختلف خود را نشان دهد، بنابراین هر فردی ویژگی های خاص خود را دارد. جالب است که علاقه آدلر به این پدیده به دلیل آگاهی او مبنی بر خجالتی بودن و در عین حال مشکل در ایراد سخنرانی های آکادمیک بوده است.

بنابراین، آلفرد آدلر این ایده را به حوزه آموزش روانی منتقل کرد. روانکاوان معاصر مانند الکساندر مولر، کورت آدلر، سوفیا دو وریس، الکساندر نویر و هنری اشتاین نظریه آدلر را در بسیاری از زمینه‌های مختلف توضیح دادند.

جبران در زندگی روزمره

این اصطلاح به طرز شگفت آوری اغلب در زبان روزمره استفاده می شود: «او احتمالاً در حال جبران چیزی بیش از است». این عبارت اغلب توسط مردم استفاده می‌شود تا نشان دهند که یک فرد در حال افراط و تفریط در یکی از زمینه‌های زندگی خود است تا ناامنی‌های مربوط به سایر جنبه‌های زندگی خود را پنهان کند.

در برخی موارد، این دفاع می تواند آگاهانه رخ دهد. اگر می‌دانید که مهارت‌های سخنرانی عمومی ضعیفی دارید، ممکن است سعی کنید با برتری در ارتباطات نوشتاری خود در محل کار، آن را جبران کنید.

با این کار توجه را به ناحیه ای جلب می کنید که در آن بسیار قوی تر هستید و ناحیه ای را که در آن ضعیف هستید به حداقل می رسانید. در موارد دیگر، جبران افراطی ممکن است به طور ناخودآگاه اتفاق بیفتد. شما حتی ممکن است احساس ناتوانی پنهان خود را که منجر به جبران شما در زمینه های دیگر می شود، درک نکنید.

جبران بیش از حد به عنوان مکانیزم دفاعی

جبران می تواند خود را به چند روش مختلف نشان دهد. جبران بیش از حد زمانی اتفاق می افتد که افراد در یک زمینه بیش از حد به موفقیت دست پیدا می کنند تا کاستی های سرکوب شده در جنبه دیگری از زندگی را جبران کنند.

از سوی دیگر، جبران ناکافی زمانی می تواند اتفاق بیافتد که افراد با وابستگی بیش از حد به دیگران با چنین کاستی هایی برخورد کنند.

مرد جوانی احساس می کند که ورزشکار ضعیفی است و در کلاس تربیت بدنی هرگز برای تیم انتخاب نمی شود. او با درگیر شدن عمیق در سایر فعالیت های مدرسه، از جمله باشگاه نمایش و روزنامه مدرسه، بیش از حد در رفتارهای جبرانی فرهنگی درگیر می شود.

دانش‌آموز در کلاس ریاضی احساس حقارت می‌کند و با وابستگی بیش از حد به معلم و همکلاسی‌هایش برای کمک تحصیلی، آن کاستی را جبران نمی‌کند.

مزایا و معایب

جبران می تواند تأثیر قدرتمندی بر رفتار و تصمیمات سلامتی داشته باشد. در حالی که جبران اغلب منفی به تصویر کشیده می شود، در برخی موارد می تواند اثرات مثبتی داشته باشد. روانشناس آلفرد آدلر پیشنهاد می کند که وقتی افراد احساس حقارت را تجربه می کنند، ممکن است به طور خودکار نیاز جبرانی برای تلاش برتری را تجربه کنند.

در نتیجه افراد به خود فشار می آورند تا بر نقاط ضعف خود غلبه کنند و به اهداف خود برسند.

به عنوان مثال، تصور کنید که یک پسر جوان احساس حقارت را تجربه می کند، زیرا نمی تواند به اندازه همسالانش خوب بسکتبال بازی کند. به دلیل این احساس بی کفایتی، او به خود فشار می آورد تا با بهبود سرعت و مهارت دریبل زدن، بر این ضعف غلبه کند.

او برای تمرین بسکتبال ثبت نام می کند و هر روز بعد از مدرسه به تنهایی شروع به تمرین می کند. در نهایت، او حتی از بسیاری از دوستانش بسکتبالیست بهتری می شود.

جبران بیش از حد و بهینه سازی انتخاب ها

جبران به خودی خود مشکلی ندارد. در واقع، مغز ما به طور طبیعی برنامه ریزی شده است تا از دست دادن عملکردی که ممکن است به دلیل آسیب یا بیماری رخ دهد را جبران کند.

مفهوم ذخیره شناختی دقیقاً به انعطاف پذیری عملکردی مغز ما اشاره دارد که به نورون ها اجازه می دهد تا برای تامین عملکردهای انجام شده توسط بافت های آسیب دیده یا تخریب شده بازسازی شوند.

پدیده بهینه سازی انتخابی با جبران، نمونه بسیار جالب دیگری از جبران مثبت است. این شامل تمایل طبیعی به تجربه، بهینه سازی، انتخاب و بکارگیری مؤثرترین راهبردها برای جبران کمبودهای معمول سن است. در واقع افرادی که قادر به استفاده از بهینه سازی انتخابی هستند بهتر پیر می شوند و بهره وری و کارآمد باقی می مانند.

این بدان معناست که جبران به خودی خود یک فرآیند منفی نیست. برعکس، اهمیت کارکردی بسیار زیادی دارد زیرا به ما کمک می‌کند تا با خواسته‌های محیطی به شیوه‌ای سازگارتر مواجه شویم و از منابع شناختی خود استفاده مؤثرتری کنیم.

چه موقع مشکل ساز می شود؟

مشکل زمانی شروع می شود که ما به طور آگاهانه نقاط ضعف یا کمبودهای خود را تشخیص نمی دهیم و سعی می کنیم با ایجاد سایر صلاحیت ها و نقاط قوت آنها را پنهان کنیم تا به طور مصنوعی عزت نفس خود را افزایش دهیم.

مشکل زمانی رخ می دهد که از جبران به جبران بیش از حد می رسیم. در عمل، رفتار از آنچه برای جبران کمبود لازم است فراتر می رود. در چنین مواردی ممکن است در نهایت به شکوفایی ظرفیت یا استعداد خاصی دچار وسواس شویم و در زندگی به آن اهمیت بیش از حد بدهیم.

جبران یک مکانیسم دفاعی مضر

این مکانیسم زمانی به یک مکانیسم دفاعی مضر تبدیل می شود که از آن به عنوان یک استراتژی روانشناختی برای پنهان کردن کمبودها، ناامیدی ها، تنش ها یا انگیزه هایی استفاده کنیم. زمانی که با هدایت مجدد آن انرژی به سمت دستاوردهایی که در زمینه های دیگر به دست آورده ایم، نقایص را پنهان می کنیم. در عمل، گویی فقط بخشی از «خود» را می بینیم. چشمانمان را بر روی بخشی می بندیم که دوست نداریم و نمی خواهیم آن را تشخیص دهیم.

جبران و جستجوی برتری

در چنین مواردی، غیرعادی نیست که جبران بیش از حد منجر به رفتار خودشیفتگی یا زورگویی در روابط خاصی شود که فرد می‌خواهد برای جبران غلبه خود را نشان دهد. در واقع، این نوع جبران منجر به جستجوی برتری می شود، به گونه ای که اغلب باعث کشمکش برای قدرت و تسلط در روابط بین فردی می شود

جبران و افسردگی

مطالعات مختلف همچنین مکانیسم دفاعی جبرانی را با اختلالات افسردگی مرتبط کرده اند. عجیب نیست، اگر در نظر بگیریم که تمام محتویات روانی سرکوب شده، در واقع همچنان به اعمال فشار از ناخودآگاه ادامه می دهند و می توانند ما را بی ثبات کنند. باید به خاطر داشته باشیم که نادیده گرفتن سایه هایمان باعث ناپدید شدن آنها نمی شود.

آگاهی و پذیرش، کلیدهای جبران خوب است

این مکانیسم می تواند یک استراتژی روانشناختی ارزشمند باشد، اما باید از یک فرآیند درون نگری عمیق شروع شود که نورها و سایه های ما را آشکار می کند. جبران کمبودهایمان هوشمندانه است، اما تا زمانی که از کاستی های خود آگاه باشیم و آنها را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از هویت خود بپذیریم.

در نهایت، ما نه تنها دستاوردهای خود، بلکه شکست های خود نیز هستیم. ما بر اساس نقاط قوت و ضعف خود شکل گرفته ایم. این دوگانگی ما را ضعیف نمی کند، برعکس باعث می شود انسان های متعادل تری باشیم. عدم تعادل دقیقا زمانی اتفاق می افتد که ما سعی می کنیم بیش از حد جبران کنیم. بنابراین ترازو را به طرز خطرناکی به یک طرف خم می کنیم. بنابراین، باید یاد بگیریم که با پذیرش آسیب‌پذیری‌ها، شکست‌ها و سایه‌های خود جبران کنیم. ممکن است به یک روانشناس خوب در تهران نیاز داشته باشید. برای دریافت نوبت از دکتر رامین علوی نژاد از طریق اطلاعات مندرج در همین سایت می توانید اقدام بفرمائید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.