رواندرمانی

روان درمانی چیست؟

روان درمانی فرایندی است که طی آن بوسیله درمان های روانشناختی و در یک بافت بین فردی به حل مشکلات سلامت روان افراد کمک می شود. همچنین رواندرمانی و مشاوره برای کمک به رشد شخصی بکار می­رود و در موقعیت های گوناگونی از جمله در کار با کودکان، بزرگسالان، خانواده و گروه­ها مورد استفاده قرار می­گیرد. از چند دهه گذشته و با عبور از نسل اول رویکردهای رواندرمانی توجه متخصصین و رواندرمانگران به گسترش رویکردها و به حداکثر رساندن اثربخشی آنها جلب شده است. آنچنانکه تعداد رویکردهای رواندرمانی و مشاوره بیش از 400 مورد ذکر شده است. هرچند تمامی رویکردهای رواندرمانی به دنبال یک هدف هستند و در نتیجه از مبانی مشترکی نیز بهره می برند اما تفاوت هایی نیز با یکدیگر دارند. این تفاوت ها بسته به نظریه ای که از آن شکل گرفته اند و بالطبع موضوع درمانی که به آن نگاه دوخته اند بوجود می آیند.

در طول روان درمانی ، شما در مورد وضعیت خود من جمله خلق، احساسات ، افکار و رفتارهای خود مطلع می شوید. روان درمانی به شما کمک می کند یاد بگیرید که چگونه زندگی خود را کنترل کنید و با مهارت های مقابله ای سالم به موقعیت های چالش برانگیز پاسخ دهید. بنابراین هدف رواندرمانی نه تنها تسکین آشفتگی روانشناختی و رهایی از رنج هیجانی است بلکه بهبود کلی کارکرد فرد را نیز شامل می شود. اکثر رواندرمانی ها به طور گسترده توسط پژوهش ها ارزیابی می شوند و اثربخشی آنها به اثبات رسیده است. اگرچه ممکن است در ابتدا جستجوی درمان برای برخی افراد دشوار باشد اما فواید درمان موفق به معنای واقعی کلمه مادام العمر خواهد بود. علاوه بر این خدمات مشاوره آنلاین در چند سال گذشته برخی موانع برای دسترسی به درمان های موثر را کنار زده است.

چرا روان درمانی را انتخاب کنیم؟

چرا روان درمانی را انتخاب کنیم؟

به طور کلی روان درمانی  زمانی انتخاب می شود که فرد درگیر مشکلات زندگی ، رابطه، کار  یا یک نگرانی خاصی از سلامت روان باشد توصیه می شود. بخصوص وقتی فرد بیش از چند روز رنج و ناراحتی زیادی داشته باشد. رواندرمانی برای بهبود اغلب مشکلات سلامت روان کارایی دارد. برخی از این مشکلات عبارتند از:

درمان وسواس

درمان اضطراب از قبیل حمله پانیک، فوبیا و یا اضطراب اجتماعی

درمان افسردگی

اختلال دوقطبی

رفتارهای اعتیادی از جمله اعتیاد به قمار یا شبکه های اجتماعی

اختلالات خوردن از قبیل بی اشتهایی عصبی

اختلالات شخصیت از قبیل اختلال شخصیت مرزی

اسکیزوفرنیا و اختلالات روانپریشی که فرد را از واقعیت گسسته می کنند

همه کسانی که از روان درمانی بهره مند می شوند مبتلا به یک بیماری روانی نیستند

روان درمانی می تواند به حل استرس ها و درگیری های زندگی کمک کند که ممکن است هر کسی را تحت تأثیر قرار دهند. به عنوان مثال ممکن است به شما کمک شود تا:

تعارض های خود و شریک زندگیتان حل کنید

استرس و اضطراب موقعیتی خود را مدیریت کنید

بتوانید با چالش های زندگی از جمله طلاق یا فوت عزیزان سازگار شوید

بیاموزید واکنش های ناسالم مثل خصومت یا پرخاشگری منفعل را مدیریت کنید

بتوانید با مشکلات جنسی خود را حل کنید و سلامت جنسی خود را ارتقاء بخشید

مشکلات تمرکز  و تجه خود را حل کنید

با تغییرات زندگی مثل مهاجرت انطباق پیدا کنید

خود پنداره بهتری پیدا کنید

مشکلات تعاملی و ارتباطی خود را حل کنید

هوش هیجانی خود را ارتقاء دهید

مشکلات خانوادگی را حل کنید

رضایت زناشویی خود را افزایش دهید

مشکلات هویت خود را حل کنید

احساسات متعارض خود را از قبیل حسادت تعدیل کنید

به نظام ارزشی خود وضوح ببخشید

عزت نفس خود را افزایش دهید

 

شکل گیری روان درمانی

شکل گیری روان درمانی

برخی رواندرمانی ها بر اساس شواهد حاصل از پژوهش ها و مطالعات هستند (کاربندی براساس شواهد)، در حالی که برخی دیگر براساس مدل های نظری طبیعت انسان شکل گرفته اند. چنانچه همه رویکردها را مفید تلقی کنیم کار نادرستی انجام نداده ایم اما با توجه به اینکه هر اختلال ممکن است شکل خاصی از درمان را با توجه به جزئیات متفاوتش از سایر اختلالات بطلبد، حوزه رواندرمانی به رویکردهای درمانی اثربخش و کاربردی نیاز دارد. رویکردهای رواندرمانی بنا بر نظریه های زیربنایی خود شکل گرفته اند مثل رواندرمانی های شناختی- رفتاری که از نظریه های شناختی و رفتاری بوجود آمده و یا اینکه رویکرد پدیدارشناختی که رویکرد درمانی انسانگرایانه را معرفی کرده است.

روان درمانی در قرن بیستم

روان درمانی در قرن بیستم میلادی

در ابتدای قرن بیستم هرچند رواندرمانی وجود داشت اما شکل غالب درمان مداخلات پزشکی از قبیل الکتروشوک یا جراحی مغز بود. روان تحلیلی از ابتدایی ترین رویکردهای رواندرمانی بود که پیش از 1950 میلادی مورد استفاده قرار می گرفت و از این زمان به بعد اصول شرطی سازی عامل و کنشگر، مبنایی برای شکل گیری درمان های رفتارگرایی قرار گرفت. این روند تا سال 1970 ادامه داشت تا اینکه جای خالی عوامل شناختی و همچنین این عقیده که رفتار درمانی صفات و خصوصیات زیربنایی شخصیتی را نادیده گرفته، احساس شد و رواندرمانی شناختی با کارهای بویژه آرون بک معرفی شد. در ادامه تلفیق این دو رویکرد را شاهد بودیم که منجر به پیدایش رویکرد شناختی – رفتاری شد.

هرچند بعضی از روانشناسان رویکردهای رواندرمانی نسل دوم را به سه حوزه کلی روان تحلیلی، انسانگرایانه و شناختی- رفتاری تقسیم کرده اند و هر یک از این سه رویکرد تعریف خود را از رفتار انسان ارائه داده اند، اما در زمینه رواندرمانی با رویکردهای دیگری نیز مواجه هستیم. رویکردهایی از قبیل گشتالت درمانی، آدلری، سیستم ها و یا وجودی که هریک سهم خود را در درمان اختلالات روانشناختی بر عهده گرفته اند.

تحولات اخیر در زمینه روان درمانی

تحولات اخیر در زمینه روان درمانی

عوامل مختلفی برای پیدایش موج سوم از روان درمانی دخالت داشتند، که از جمله نارساییها در دانش و تغییرات فلسفی را می توان نام برد. موج سوم رواندرمانی ها شامل گروه ناهمگونی از درمان ها هستند که برخی از آنها عبارتند از:

درمان تعهد و پذیرش

 فعالسازی رفتاری

رواندرمانی بر اساس سیستم تحلیلی شناختی رفتاری

 درمان رفتاری دیالکتیک

 درمان فراشناختی

 شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی

این در حالی است که برخی رویکردهای موج سوم رواندرمانی را تلفیقی از شناختی- رفتاری با سنت های شرقی از قبیل مراقبه و یا تفکر نظاره ای نیز نام برده اند. در دهه گذشته برخی مطالعات نشان دادند که افزایش معنی داری در استفاده از رواندرمانی بین روانشناسان روانپزشکان بوجود آمده است. مطالعات دیگری بوده است که اهمیت رواندرمانی را نشان داده اند، گزارش های آنها حاکی از این است که در مقایسه با دارودرمانی افراد مدت زمان بیشتری را در فرایند رواندرمانی باقی می مانند.

پیشرفت روان درمانی در چند دهه گذشته

پیشرفت روان درمانی در چند دهه گذشته

طی چند دهه گذشته پیشرفت رو به رشد علم و پزشکی، به تعریف مجدد مداخلات سلامت روان پرداخته است. علوم اعصاب یا همان مطالعه مغز و کارکردهای آن به سرعت در حال تاثیرگذاری بر فهم و کاربرد رواندرمانی و رویکردهای ذهن- بدن است. تکنولوژی­های جدید بوسیله اسکن مغز و سایر فعالیت­های عصب شناختی و روانشناختی باعث شده که متخصین سلامت روان از ارتباط بین ذهن و بدن بیشتر بیاموزند. از این میان ساپولسکی و راماچانداران  پدیده­های عصب شناختی و فیزیولوژیک مرتبط با حافظه، چگونگی مفهوم سازی تصاویر و نحوه تاثیرگذاری آنها بر مغز و بدن را توصیف کردند. سایر روانشناسان نیز فهم ما را از تعامل پیچیده مغز، فیزیولوژی انسان و هیجانات؛ اهمین دلبستگی اولیه بر کارکرد عصب شناختی؛ و تاثیر تروما بر حافظه وسعت بخشیدند. این یافته­ها پا را فراتر گذاشته و بر نحوه مفهوم سازی و ارائه روان درمانی نیز تاثیر گذاشته اند.

انواع رواندرمانی

انواع رواندرمانی

رواندرمانی به لحاظ ساختار جلسات و هدف درمان می تواند به چند نوع تقسیم بندی شود:

درمان فردی. در این نوع درمان فرد مراجع کننده با درمانگر خود جلسات درمان را سپری می کند.

زوج درمانی. در جلسات مشاوره ازدواج، زن و شوهر به همراه درمانگر خود فرایند درمان را پشت سر می گذارند.

خانواده درمانی. خانواده درمانی به روابطو نحوه تعامل بین تمامی اعضا توجه ویژه ای دارد. بنابراین در اکثر جلسات خانواده درمانی کلیه اعضاء خانواده می توانند حضور داشته باشند.

گروه درمانی. در این نوع از رواندرمانی دو یا چند نفر از مراجعین به طور همزمان در جلسات شرکت می کنند. به اشتراک گذاری تحربیات، یادگیری و شکل گیری یک الگوی تعاملی متعادل از اهداف معنی دار گروه درمانی است.

رویکردهای مختلف رواندرمانی

رویکردهای مختلف رواندرمانی

در طی درمان، یک متخصص سلامت بسته به مشکل و سایر موضوعات بهترین رویکرد درمانی را انتخاب می کند. در ادامه برخی از رواندرمانی ها و نحوه تناسب آنها با مشکلات روانشناختی مرور می شوند.

روانکاوی

روانکاوی که نوعی رواندرمانی تحلیلی است رویکردی بلند مدت به درمان مشکلات روانشناختی دارد. در روانکاوی، می توانید در مورد هر چیزی که در ذهنتان است صحبت کنید. درنتیجه از الگوهای موجود در افکار یا رفتاری که ممکن است منجر به پریشانی شود، پرده برداری کنید. صحبت کردن در مورد دوران کودکی و گذشته شما عادی است. همینطور در جلسات رویاهای تکرار شونده یا خیال پردازی هایی که ممکن است داشته باشید بیان می شوند. روانکاوی بر منشاء مشکلات تمرکز دارد. درمانگر به بیمار کمک می کند تا نحوه تکرار گذشته را در زمان حال تشخیص دهد. در روانکاوی، شما با یک درمانگر همکاری می کنید تا ارتباط ناخودآگاه ذهن و رفتارهای خود را کشف کنید. روانکاوی سنتی نوعی درمان متمرکز است که افراد ممی توانند سالها در آن حضور داشته باشند. پژوهش ها نشان دادند افراد حتی بعد از اتمام درمان خود روند بهبودی را ادامه می دهند.

روانکاوی در درجه اول برای درمان افسردگی و سایر اختلالات روانی جدی به کار می رود. به خصوص در افرادی که معنای زندگی خود را از دست داده اند و در شروع یا حفظ روابط شخصی مشکل دارند. دستیابی به یک روانکاو در تهران یا سایر شهرهای بزرگ کار دشواری نیست. مطالعات نشان دادند که روانکاوی برای درمان مشکلات زیر موثر است:

اختلال اضطراب فراگیر

وسواس

مشکلات روان تنی

اعتیاد به مواد مخدر یا رفتارهای اعتیادی

اختلال اضطراب اجتماعی

 اختلالات خوردن

اختلالات شخصیت

رفتار درمانی

رفتار درمانی

رفتار درمانی در درمان مشکلات روانشناختی یک رویکرد متمرکز بر عمل است. توجه این رویکرد بر نقش یادگیری در شکل گیری رفتارهای نابهنجار و نیز رفتارهای سالم است. در رفتار درمانی، هدف تقویت رفتارهای مطلوب و  حذف یا کاهش رفتارهای ناخواسته و ناسازگار است. رفتار درمانی ریشه در اصول رفتارگرایی دارد. این نظریه روانشناختی بر این ایده تاکید دارد که مشکلات روانشناختی فرد حاصل یادگیری از محیط است. رفتار درمانی به شما کمک می کند تا پاسخ های رفتاری خود را به محرک های محیطی تغییر دهید. در رفتار درمانی، شما وقت زیادی را صرف صحبت کردن در مورد دلایل ناخودآگاه رفتار یا کار با مشکلات عاطفی نخواهید کرد.

برخی از انواع رفتار درمانی

حساسیت زدایی منظم (سیستماتیک)

 حساسیت زدایی سیستمیک رفتتارهای آرامش بخش را با قرار گرفتن تدریجی در معرض چیزی که از آن می ترسید ترکیب می کند. این می تواند به شما كمك كند كه به تدریج احساس ترس و اضطراب را با پاسخ آرامش جایگزین كنید.

مواجهه سازی

این فرایند مستلزم قرار گرفتن بی واسطه افراد در معرض اشیاء یا موقعیت های ترس آور است. این درمان اغلب برای فوبیا استفاده می شود. در طی فرایند درمان، فرد از گریز یا اجتناب از موضوع بازداری می شود. در اغلب اوقات بازداری گریز و اجتناب از موضوع ترسناک با پاسخ ناسازگار با ترس همراه می شود. این روش برای درمان وسواس از پشتوانه پژوهشی قابل توجهی برخوردار است. سایر مشکلات روانشناختی که می توانند بوسیله این رویکرد مورد درمان قرار بگیرند در زیر آمده است.

اضطراب

فوبیا

اختلال سوء مصرف مواد

اختلال بیش فعالی / نقص توجه

رفتارهای تکانشی و مقابله ای

شناخت درمانی

شناخت درمانی

شناخت درمانی بر آنچه مردم فکر می کنند بیشتر از آنچه انجام می دهند تأکید دارد. شناخت درمانی نوعی روان درمانی نسبتاً کوتاه مدت و مبتنی بر این مفهوم است که طرز تفکر ما بر احساسات ما تأثیر می گذارد. شناخت درمانی بر روی تفکر، رفتار و ارتباطات فعلی تمرکز دارد و نه بر تجربیات گذشته. شناخت درمانی یک رویکرد مبتنی مسئله محور است. درمانگران شناختی معتقدند که تفکر نابهنجار است که منجر به احساسات یا رفتارهای ناکارآمد می شود. افراد با تغییر افکار خود می توانند احساس و عملکرد خود را تغییر دهند. در این درمان بر یادگیری مهارت های اجتماعی و بین فردی تاکید می شود. همچنین تکالیف و برنامه هایی برای خارج از جلسات در نظر گرفته می شود. شناخت درمانی ممکن است گزینه مناسبی برای درمان مشکلات زیر باشد.

اختلالات خلقی از جمله افسردگی و اختلال دوقطبی

 اضطراب

حملات وحشت زدگی

فوبیا

 اختلالات خوردن

 سوء مصرف مواد

رواندرمانی انسانگرا

رواندرمانی انسانگرا

درمان انسان گرایانه بر ظرفیت افراد برای دست به انتخاب زدن و به حداکثر رساندن رشد شخصی تأكید دارد. در این درمان دیدگاه فرد نسبت به هستی موثر بر انتخاب های او، در نظر گرفته می شود.  نگرانی و احترام به دیگران نیز مضامین مهمی است. انسانگرایی بر اساس این باور است که شما بهترین فرد برای درک تجارب و نیازهای خود هستید. در این رواندرمانی بر فردیت مراجع تمرکز می شود. تأكيد این درمان بر صفات و رفتارهاي مثبت فرد و توانايي استفاده از غرايز شخصي براي دست یابی به خرد، رشد، سلامت و خودشکوفایی در درون خود است.

رواندرمانی اختلالات سایکوسوماتیک

رواندرمانی اختلالات سایکوسوماتیک (روان تنی)

اصطلاح “اختلال سایکوسوماتیک” عمدتاً به معنای “بیماری جسمی است که به نظر می رسد توسط عوامل روانی ایجاد شده یا بدتر می شود.” این تشخیص همچنین در مواردی استفاده می شود که عوامل روانشناختی باعث علائم جسمی شوند اما بیماری جسمی وجود ندارد. به عنوان مثال، درد قفسه سینه ممکن است در اثر استرس ایجاد شده باشد و هیچ بیماری جسمی وجود نداشته باشد. براساس مطالعات انجام شده درباره تاثیرگذاری تکنیک های رواندرمانی بر اختلالات سایکوسوماتیک نتایج زیر که تا حدودی امیدوارکننده است به دست آمده است: تکنیک های رواندرمانی در برخی از بیماران دارای آسم برونشیال، زخم معده و سردردهای میگرنی نتایج قابل توجهی نشان داده است. درحالی که در بیماران مبتلا به فشار خون و التهاب مزمن روده بزرگ (کولیت اولسراتیو) کمتر موثر بوده است.

درمان شناختی رفتاری (CBT) اغلب درمان انتخابی این اختلال است. این روش درمانی به بیماران کمک می کند تا با درک عمیق تر از وضعیت یا شرایط خود، روش های جدیدی را برای کنار آمدن و حل مشکلات خود بیاموزند. بیماران همچنین یاد می گیرند اهداف واقعی زندگی خود را تعیین کنند و رفتارها یا افکاری را که تأثیرات منفی بر زندگی آنها دارد، شناسایی و تغییر دهند.

رواندرمانی کودک

روان درمانی کودک

کودکانی که وارد روان درمانی می شوند برای به زبان آوردن نگرانی های خود و یا تجربیات آسیب زا با مشکل روبرو می شوند. پاسخ ندادن آنها به پرسش های مستقیم نیز معمول می باشد. بخصوص اگر کودکان آزار جسمی یا جنسی را تجربه کرده باشند برای بیان وقایع دچار شرم می شوند. همچنین ممکن است بخاطر بیان احساسات خود دچار احساس گناه شوند. علاوه بر این ممکن است که بازداریهای فرهنگی مانعی برای بیان مسائل خصوصی و خانوادگی آنها شود. در نتیجه این کودکان شرم درونی شده زیاد و عزت نفس پائینی خواهند داشت.

ممکن است کودک بر اثر وقفه رشدی تشدید شده بوسیله تروما یا تاخیر رشدی حاصل از مشکلات ارگانیک مبتلا به مشکلات زبانی نیز باشد. بنابراین در درمان کلامی چالش بالینی پیش رو دو چندان می شود. فقدان کلام کودک درباره تجربه آسیب زا منجر به ناتوانی از کمک خواستن و ادامه دار شدن مشکلات حاصل از آسیب می شود. این پدیده اغلب منجر به افزایش احساس درماندگی و انزوای کودک می شود و درنتیجه چرخه خود قربانی گری شکل می گیرد.

اهمیت ابراز احساسات در کودک

یک شیوه موثر برای کمک به کودک و ایجاد احساس امنیت، داستان گویی است. تکنیکی که وقتی به درستی بکار برده شود تجربیات خلاقانه ای ایجاد می کند که کاربردهای گوناگونی در رواندرمانی دارا هستند. برای اینکه کودک بتواند داستانش را روایت کند فعالیت هایی برای ترمیم عزت نفس او انجام می پذیرد. بیان ههیجانات دشوار از قبیل نگرانی، خشم و آشفتگی در وضعیتی غیر مواجه ای امکان پذیر می شود. هنردرمانی یک شیوه از روانشناسی کودک است که با تکیه بر خصوصیات منحصر به فرد خود موجب ارتباط غیر کلامی و آشکار شدن آنچه در حالت عادی نمی توان به زبان آورد می شود. بنابراین هنر می تواند از طریق داستان گویی به کودک کمک کند تا تخیلات و افکار درونی را بیان کند.

روان درمانی افراد مبتلا به سادیسم

روان درمانی افراد مبتلا به سادیسم

هیچ گزارشی مبنی بر موفقیت آمیز بودن رواندرمانی طبقه سادیسم تا الان نداشته­ایم. استون (2009) که تحلیل های دقیقی از زندگی نامه قاتلان به عمل آورد، افراد سادیستیک مورد مطالعه خود را خارج از حیطه درمان گزارش کرد. نقائص دلبستگی باعث می­شود بجای احترام قائل شدن برای دیگران آنها را بصورت اشیاء ببینند و آنها را بازیچه دست خود قرار دهند. این موضوع مانع شکل گیری ظرفیتی برای اتحاد درمانی به حساب می­آید. علاوه بر این لذت حاصل از اعمال سادیستی بخصوص لذت های وحشیانه در سادیسم جنسی، می­تواند چنان تقویت کننده باشد که تلاش های صورت گرفته برای کاهش سادیسم بی تاثیر باقی بمانند. با این حال، تشخیص صحیح شخصیت سادیستیک تلویحات معن ی­داری برای ارائه توصیه ها به ماموران قضایی، کاهش فرصتهای آسیب، کمک به افرادی که تحت آزار شخص سادیتیک هستند، و تخصیص منابع به طور واقع­ بینانه به همراه دارد.

دکتر رامین علوی نژاد

فهرست